|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سلام..صبحتون بخیر و خوشی..
یاد قدیما افتادم.. حافظ و جمع دوستان و ... بالا بلند عشوه گر نقش باز من کوتاه کرد قصه ی زهد دراز من دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم با من چه کرد دیده ی معشوقه باز من؟ می ترسم از خرابی ایمان که می برد محراب ابروی تو..حضور نماز من گقتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق غماز بود اشک و عیان کرد راز من مست است یار و یاد حریفان نمی کند ذکرش به خیر ساقی مسکین نواز من یارب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن گردد شمامه ی کرمش کارساز من نقشی بر آب می زنم از گریه حالیا تا کی شود قرین حقیقت..مجاز من برخود چو شمع خنده زنان گریه می کنم تا با تو سنگدل چه کند سوز و ساز من زاهد چو از نماز تو کاری نمی رود هم مستی شبانه و راز و نیاز من حافظ ز گریه سوخت، بگو حالش ای صبا با شاه دوست پرور دشمن گداز من... ❀❀ پري کوچک غمگين ❀❀ ناظر ؛ سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ - 09:21:38 -
[ 84 نظر و 50 تشکر]، خوانده شده 273 بار
تشکر شده توسط:
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اشعار حافظ حرف ندارن..
یاد اون یکی شعرحافظ افتادم...
".............مبودبرسرآتش میسرم که نجوشم"
من برم دنبال فراخور نیتم
عالی بود
مرسی
ما بی سباتیم مادر تعبیرش هم بکن برامون
اجی خوبم
خوبی
روز خوبی داشته باشی
مرسی
صبح بخیر
فدای توووووووووووووو شم با این فالات
صبحت بخير