آشپزآنلاین، بزرگترین سایت آشپزی ایرانی
تماس با ما تبلیغات اعضاء آشپزآنلاین تالار گفتگو لیست غذا آشپزآنلاین
نام کاربری
رمز عبور

با عضویت در آشپزآنلاین از امکاناتی چون داشتن صفحه شخصی، آلبوم عکس ، دوستیابی و مشارکت در همه بخش های آشپزآنلاین برخوردار خواهید شد

آخرین وبلاگ های به روز شده
[ آرشیو آخرین پست ها ]

 
     
داغ ترین پست های 24 ساعت گذشته
 
 
     
پست های مشابه
 
 
 
 
 
 
 
 
 
   
     


وبلاگ مهدی املشی
ای علی! همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثیه میخوانم ! ای علی! من آمده‌ام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی!…خوش داشتم که وجود غم‌آلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم، و تو نیِ وجودم را با هنرمندی خود بنوازی و از لابلای زیر و بم تار و پود وجودم، سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و موسیقی آسمان بشنوی.می‌خواستم که غم‌های دلم را بر تو بگشایم و تو «اکسیر صفت» غم‌های کثیفم را به زیبایی مبدّل کنی و سوزوگداز دلم را تسکین بخشی.
می‌خواستم که پرده‌های جدیدی از ظلم وستم را که بر شیعیان علی(ع) و حسین(ع) می‌گذرد، بر تو نشان دهم و کینه‌ها و حقه‌ها و تهمت‌ها و دسیسه‌بازی‌های کثیفی را که از زمان ابوسفیان تا به امروز بر همه جا ظلمت افکنده است بنمایانم.
ای علی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن یافتم. قبل از آن خود را تنها می‌دیدم و حتی از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاهگاهی از غیرطبیعی بودن خود شرم می‌کردم؛ اما هنگامی ‌که با تو آشنا شدم، در دوری دور از تنهایی به در آمدم و با تو هم‌راز و همنشین شدم.
ای علی! تو مرا به خویشتن آشنا کردی. من از خود بیگانه بودم. همه ابعاد روحی و معنوی خود را نمی‌دانستم. تو دریچه‌ای به سوی من باز کردی و مرا به دیدار این بوستان شورانگیز بردی و زشتی‌ها و زیبایی‌های آن را به من نشان دادی.
ای علی! شاید تعجب کنی اگر بگویم که همین هفته گذشته که به محور جنگ «بنت جبیل» رفته بودم و چند روزی را در سنگرهای متقدّم «تل مسعود» در میان جنگندگان «امل» گذراندم، فقط یک کتاب با خودم بردم و آن «کویر» تو بود؛ کویر که یک عالم معنا و غنا داشت و مرا به آسمان‌ها می‌برد و ازلیّت و ابدیّت را متصل می‌کرد؛ کویری که در آن ندای عدم را می‌شنیدم، از فشار وجود می‌آرمیدم، به ملکوت آسمان‌ها پرواز می‌کردم و در دنیای تنهایی به درجه وحدت می‌رسیدم؛ کویری که گوهر وجود مرا، لخت و عریان، در برابر آفتاب سوزان حقیقت قرار داده، می‌گداخت و همه ناخالصی‌ها را دود و خاکستر می‌کرد و مرا در قربانگاه عشق، فدای پروردگار عالم می‌نمود…
ای علی! همراه تو به کویر می‌روم؛ کویر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در توفان‌های سهمگین تاریخ که امواج ظلم و ستم، در دریای بی‌انتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات وجود ما می‌تازد.
ای علی! همراه تو به حج می‌روم؛ در میان شور و شوق، در مقابل ابّهت وجلال، محو می‌شوم، اندامم می‌لرزد و خدا را از دریچه چشم تو می‌بینم و همراه روح بلند تو به پرواز در می‌آیم و با خدا به درجه وحدت می‌رسم. ای علی! همراه تو به قلب تاریخ فرو می‌روم، راه و رسم عشق بازی را می‌آموزم و به علی بزرگ آن‌قدر عشق می‌ورزم که از سر تا به پا می‌سوزم….
ای علی! همراه تو به دیدار اتاق کوچک فاطمه می‌روم؛ اتاقی که با همه کوچکی‌اش، از دنیا و همه تاریخ بزرگتر است؛ اتاقی که یک در به مسجدالنبی دارد و پیغمبر بزرگ، آن را با نبوّت خود مبارک کرده است، اتاق کوچکی که علی(ع)، فاطمه(س)، زینب(س)، حسن(ع) و حسین(ع) را یکجا در خود جمع نموده است؛ اتاق کوچکی که مظهر عشق، فداکاری، ایمان، استقامت و شهادت است.
راستی چقدر دل‌انگیز است آنجا که فاطمه کوچک را نشان می‌دهی که صورت خاک‌آلود پدر بزرگوارش را با دست‌های بسیار کوچکش نوازش می‌دهد و زیر بغل او را که بی‌هوش بر زمین افتاده است، می‌گیرد و بلند می‌کند!
ای علی! تو «ابوذر غفاری» را به من شناساندی، مبارزات بی‌امانش را علیه ظلم و ستم نشان دادی، شجاعت، صراحت، پاکی و ایمانش را نمودی و این پیرمرد آهنین‌اراده را چه زیبا تصویر کردی، وقتی که استخوان‌پاره‌ای را به دست گرفته، بر فرق «ابن کعب» می‌کوبد و خون به راه می‌اندازد! من فریاد ضجه‌آسای ابوذر را از حلقوم تو می‌شنوم و در برق چشمانت، خشم او را می‌بینم، در سوز و گداز تو، بیابان سوزان ربذه را می‌یابم که ابوذر قهرمان، بر شن‌های داغ افتاده، در تنهایی و فقر جان می‌دهد … .
‌ای علی! تو در دنیای معاصر، با شیطان‌ها و طاغوت‌ها به جنگ پرداختی، با زر و زور و تزویر درافتادی؛ با تکفیر روحانی‌نمایان، با دشمنی غرب‌زدگان، با تحریف تاریخ، با خدعه علم، با جادوگری هنر روبه‌رو شدی، همه آنها علیه تو به جنگ پرداختند؛ اما تو با معجزه حق و ایمان و روح، بر آنها چیره شدی، با تکیه به ایمان به خدا و صبر و تحمل دریا و ایستادگی کوه و برّندگی شهادت، به مبارزه خداوندان «زر و زور و تزویر» برخاستی و همه را به زانو در آوردی.
ای علی! دینداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نیز که خود را به دروغ، «روشنفکر» می‌نامیدند، تو را به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانت‌ها کردند. رژیم شاه نیز که نمی‌توانست وجود تو را تحمّل کند و روشنگری تو را مخالف مصالح خود می‌دید، تو را به زنجیر کشید و بالاخره… «شهید» کرد…
غزل برای شهید چمرانمرثیه چمران برای شریعتی
مهدی املشی ؛ شنبه ۳ تیر ۱۳۹۱ - 20:23:21 - [ 51 نظر و 43 تشکر]، خوانده شده 258 بار

تشکر شده توسط: [【 نعیمـــه علـــــوی 】] [ * ˙•● ایــــــــمان ●•˙ *] [احمد سید] [مـریـم تـراولـتـا] [french kiss] [پريسان كبير] [✿ یلدا مهربون✿] [ ❤مینا جووووون❤ ] [ســــــــــــحر امـــــــیری] [تانیـ ـا **] [.... ....] [مامان جون] [*** سپيده آسمان ***] [کیوان محمدی] [◆ سارا خوشگلہ ◆] [فاطیما فاطیما] [دوســـــ مهربون ـــــــت .] [*** کژال *** .] [نجمه راد] [ღஜღ *°•. یلـــدا . •°*ღஜღ] [ .ღ ܜܔ ღ ✯NAFAS✯ ღ ܜܔ ღ .] [مهدی املشی] [ رامونا ] [فاطمه دخت بندر] [دیلان دیلان] [**صاعقه کهکشان** .] [لیـــــدا ***] [مریــــــم گلــــــی] [✿✿سعید✿✿ .] [ ❤。پیـمان ❤。BoOoOoOom BoOoOoOm] [☜☆☞ایــــ زند ـ ـ ونی ــــران☜☆☞] [‏~دریا~ ] [❀◕ نیلرام ◕ ❀] [آرمـِــنــاکـــــــــ . آرشـــــــا ] [ســـالار صوفـــی.] [ミ •°♛پادشاه محـمد ミ ♪♪ Heison •°] [~¥ارمـــان ✿ مـــهـــربـــون❷ ¥~] [احسان مهدیخانی] [ ╣ ♥ حمیــــدℜ ایــــران ♥ ╠] [غزلِ ------------------دلگیر] [♥*´¨♣*ونــــــــوســــــ *♣¨´*♥ ] [.♥.♥FAHIMEH♥.♥ .] [*مريم* جون]
 
ارسال لینک مطلب به :
پست های برتر مهدی

 
مهدی املشی مهدی املشی


آفلاین

شهر: املش(گیلان)amlash
مثل هیچکس

 
دوستان

***نادیا*** گلی***

فرهـــــــــــــــــاد a

marjan khanom

عقاب سفید

::.. ناب نوشته ها ..::

محمدحسین بخشی
آلبوم عکس غذاها و سفره آرایی
 
آلبوم عکس های شخصی
 
سایت های مورد علاقه
   
 
از این که آشپزآنلاین را بهترین ساختید متشکریم. با عضویت در خبرنامه سایت از آخرین اطلاعات وارد شده در آشپزآنلاین مطلع شوید.
لطفاً ایمیل خود را وارد نمایید:

 
   





Time : 0.0990269184113 seconds