Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

آشپزآنلاین، بزرگترین سایت آشپزی ایرانی
تماس با ما تبلیغات اعضاء آشپزآنلاین تالار گفتگو لیست غذا آشپزآنلاین
نام کاربری
رمز عبور

با عضویت در آشپزآنلاین از امکاناتی چون داشتن صفحه شخصی، آلبوم عکس ، دوستیابی و مشارکت در همه بخش های آشپزآنلاین برخوردار خواهید شد

آخرین وبلاگ های به روز شده
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
   
     
داغ ترین پست های 24 ساعت گذشته
 
 
     
پست های مشابه
پست های مشابه
[ شعر های عاشقانه غمگین ]

 
     


Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player



وبلاگ علی اکبر عبداله زاده
بس شنیدم داستان بی کسی
بس شنیدم قصه دل واپسی
قصه عشق از زبان هر کسی
گفتن از نی حکایت ها بسی
حال بشنو از من این افسانه را
داستان این دل دیوانه را


چشم هایش بوی از نیرنگ داشت
دل دریقا سینه ای از سنگ داشت
با دلم انگار قصد جنگ داشت
گوی از با من نشستن ننگ داشت
عاشقم من عاشقم من
قصد هیچ انکار نیست
نیک با عاشق نشستن عار نیست
کار او آتش زدن بود من سوختن
در دل شب چشم به در دوختن
من خریدن ناز او نفروختن
باز آتش در دلم آفروختن
سوختن در عشق را از بر شودیم
آتشی بودیم و خاکستر شدیم
از غم این عشق مردن باک نیست
خونه دل هر لحظه خوردن پاک نیست
آه میترسم شبی روسوا شوم
بدتر از روسوایم تنها شوم
وای از ای سید و از آن کمند
پیش رویم خنده پشتم پوز خند
بر چنین نا مهربانی دل مبند
دوستان گفتن دل نشنید
خانه ای ویران تر از وایرانه ام
من حقیقت نیستم افسانه ام
گرچه سوزد پر وری پروانه ام
فاش می گویم که من دیوانه ام
تا به کی آخر چینین دیوانگی
پیلگی بهتر ازاین پروانه گی
گفتمش آرام جانی گفت نه
گفتمش شیرین زبانی گفت نه
گفتمش نامهربانی گفت نه
می شود یک شب بیمانی گفت نه
دل شبی دور از خیالش سر نکرد
گفتمش افسوس او باور نکرد
خوب نمی دانم خدایا چیستم
یک نفر با من بگوید کیستم
از کشیدم آه از دل بردنش
آه اگه آه م بگیرد دامنش
با تمام بی کسی ها ساختم
وای بر من ساده بودم باختم
دل سپردن دست او دیوانگیست
اه غیر از من کسی دیوانه نیست
گریه کردن تا سحر کار من است
شاهد من چشم بیمار من است
فکر می کردم که او یا من است
نه فقط در فکر آزار من است
نیتش از عشق تنها خواهش است
دوستت دارم دورغی فاحش است
یک شب امد زیر رویم کرد و رفت
بغض تلخی در گلویه م کردو رفت
مذهب او هرچه بادا باد بود
خوش به حالش که اینقدر آزاد بود
بی نیاز از مستی نی شاد بود
چشم هایش مست مادر زاد بود
یک شب از عمر سیرم کرد و رفت
من جوان بودم پیرم کرد و رفت
شعر هائ عاشقانهوبلاگ های عاشقانه و غمگینوبلاگ های غمگین عاشقیشعر غمگین برای مادرشعر هاي غمگين مادروبلاگ غمگين مادرtپارسا با دلم انگار قصد جنگ داشت
علی اکبر عبداله زاده ؛ چهارشنبه ۴ آبان ۱۳۹۰ - 21:53:30 - [ 10 نظر و 11 تشکر]، خوانده شده 1287 بار

تشکر شده توسط: [بیتا ] [_ _.] [❀✿❀گلنـــــــــــار بانو❀✿❀ ] [زاده ی دریا] [¤¤ {نگار} ¤¤ .] [❤ ترنــــم بانــــو ❤ ] [.................. .......................] [ღ★ღ م ی ل ا د (مهربون)ღ★ღ ] [hosain ] [◕مـامـان فاطــمــ✿ ◕نــاظــر◕] [jhon lovely]
 
ارسال لینک مطلب به :
پست های برتر علی اکبر

 
علی اکبر عبداله زاده علی اکبر عبداله زاده


آفلاین

متاهل

 
دوستان

m کریمی

زهرا آ رام فر

باران M

★ღ محسن.. ღ ★

★ღ گیتار سرنوشت★ღ

احمد سید
آلبوم عکس غذاها و سفره آرایی

 
آلبوم عکس های شخصی





 
سایت های مورد علاقه
   
 
از این که آشپزآنلاین را بهترین ساختید متشکریم. با عضویت در خبرنامه سایت از آخرین اطلاعات وارد شده در آشپزآنلاین مطلع شوید.
لطفاً ایمیل خود را وارد نمایید:

 
   





Time : 0.227405071259 seconds