آشپزآنلاین، بزرگترین سایت آشپزی ایرانی
تماس با ما تبلیغات اعضاء آشپزآنلاین تالار گفتگو لیست غذا آشپزآنلاین
نام کاربری
رمز عبور

با عضویت در آشپزآنلاین از امکاناتی چون داشتن صفحه شخصی، آلبوم عکس ، دوستیابی و مشارکت در همه بخش های آشپزآنلاین برخوردار خواهید شد

آخرین وبلاگ های به روز شده
   
     
داغ ترین پست های 24 ساعت گذشته
 
 
     
پست های مشابه
پست های مشابه
[من مرد تنهای شبم مهر خاموشی بر لبم تنها ]

 
     


وبلاگ سه سیب پزشك آنلاين مزه بی همتا گروه گیاهخواران
من مرد تنهایی شبم

من مرد تنهای شبم مهر خاموشی بر لبم
تنها و غمگین رفته ام دل از همه گسسته ام

تنهای تنها غمگین و رسوا تنها و بی فردا منم
تنهای تنها غمگین و رسوا تنها و بی فردا منم

من مرد تنهای شبم مهر خاموشی بر لبم


من مرد تنهای شبم صد قصه مانده بر ابم
از شهر تو من رفته ام کولبارم را بسته ام

بی فکر فردا با خود و تنها عابر این شبها منم

بی فکر فردا با خود و تنها عابر این شبها منم

من مرد تنهای شبم مهر خاموشی بر لبم


من مرد تنهای شبم صد قصه مانده بر ابم
از شهر تو من رفته ام کولبارم را بسته ام

بی فکر فردا با خود و تنها عابر این شبها منم

بی فکر فردا با خود و تنها عابر این شبها منم

من مرد تنهای شبم مهر خاموشی بر لبم


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام خدمت همه ی دوستان و عاشقان ِ حبیب ِ عزیز...



تک تک دوستانی که می دونیم مثل ما ارزشی بیشتر از یک خواننده ی محبوب و تاریخ ساز برای حبیب عزیز قائلن.. چون حبیب حقیقتاً خاص ترین و متفاوت ترین خواننده ی کشورمونه، از صدا و موزیک و شعرهاش گرفته تا عقاید و باورهاش، متعهد بودن و رسالت اندیشیش، انسانی که مثل دیگر بزرگانی که تو زندگیم شناختم سیمرغ وار از خاکستر سختی ها و حوادث سربلند کرد و چه زیبا در قالب ِ ترانه معجزه آفرید.

حبیب خواننده ای بود و هست که ترانه هاش نه تنها روحمون رو به نوازش گرفت بلکه تو کشاکش ِ سخت تاریخی که این ملت از سر گذروند همچون مرهمی زخم های روحی ملتی رو تسکین داد، اونهم بدون کوچکترین تبلیغات و خودنمایی، انسانی که به گفته ی خودش سرشتی از غم و تنهایی داره اما در عمق این انزوا و تنهایی ِ خودش فکر پاک کردن غم و سختی های مردم کشورش بود.

خود دار بودن حبیب در طی این سالها باعث شد حتی خیلی از دوستداران و شنوندگان پر و پاقرص موسیقیش ذره ای از حقیقت غم و غربتی که در تمام این سالها احساس کرد، ندونند. اما من احساس می کنم تو این دوره ی خاص وظیفه ی ماهاست که این مهجوریت رو از اسم بزرگ حبیب پاک کنیم. که از بزرگی و فداکاری که برای ملتش کرد برای همه صحبت کنیم، از شم ِ ذاتی ِ موسیقاییش تا تفاوت محرز ِ موسیقیش با دیگران صحبت کنیم. اینکه حبیب یکی از با دانش ترین خواننده ها و آهنگسازهای کشورمونه. و همیشه تونسته با درآمیختن این دانش و دریای احساسش شاهکارهایی تحسین برانگیز خلق کنه.

حبیب این تفاوت و خاص بودن رو از شروع کارش همراه داشت، کسی که تو خانواده ای مذهبی و متعصب که مخالف هر نوع موسیقی هستن به دنیا میاد، آرزو و حسرت برادران بزرگتر خودش رو برای سرکوب شدن این احساس می بینه، اما همونطور که خودش بارها بیان کرده نیازی که چون نفس کشیدن به موسیقی داشت باعث میشه مخفیانه و بهر طریقی سدهای مخالفت رو بشکنه، کسی که تو 15 سالگی موسیقی بیتل ها رو گوش کنه و خودجوش و مستعدانه به تمرین مگاهیت های جان لنون و پل مکارتنی بپردازه.

خدمت سربازی و دوری از خانواده باعث بشه مجال بیشتری برای پرداختن به نیاز و علاقه ی ذاتیش پیدا کنه، متفاوت بودن حبیب در کار موسیقی بار دیگه نمود پیدا میکنه، حبیب از بین تمام بزرگانی که اون سالها در موسیقی ِ پاپ کشورمون سربلند کرده بودن، علاقه و کشش به کار دو تا از متفاوت ترین و تأثیرگذارترین خواننده های اون زمان پیدا می کنه، فرهاد و فریدون فروغی. حبیب هنوز هم با تمام عشق و ارادتش از این دو اسطوره ی موسیقی یاد می کنه.

نواختن و اجرا در باشگاه افسران و هتلهای رضائیه به چهره شدن حبیب کمک چندانی نمی کنه، تا اون اتفاق جالب برای خلق ترانه ی «مرد تنهای شب» میافته..

در همون رضائیه بود که حبیب با سعید قائم مقامی (گوینده ی بزرگ رادیو) دوستی عمیقی پیدا میکنه و همین سعید قائم مقامی دو شعر مرد تنهای شب و مادر رو برای حبیب مینویسه.. حبیب عنوان میکنه بعد از اجرای برنامه با سعید و خانومش سر یه میز نشسته بودیم که یدفعه سعید سرش رو روی میز گذاشت و تو حال خاصی گفت:حبیب، من مرد تنهای شبم

حبیب عنوان میکنه که همین یه جمله احساس عجیبی بهش میده و در میان بهت قائم مقامی و خانومش میگه که تا چند دقیقه ی دیگه برمیگرده..تو طبقه ی بالای هتل اونقدر با گیتار بازی میکنه و آکورد عوض میکنه و با خودش زمزمه میکنه من مرد تنهای شبم، تا بالاخره آهنگ رو بر اساس این یه مصرع میسازه..پایین میره و به سعید میگه شعری که خوندی آهنگشو ساختم، بقیه ش رو هم بگو..قائم مقامی شوکه میشه و میگه محاله همچین چیزی، من اون جمله رو همینجوری گفتم و شعری وجود نداشت..بهرترتیب قائم مقامی متن ترانه ی مرد تنهای شب رو کامل میکنه و یکی از استثنایی ترین آهنگهای تاریخ موسیقیمون خلق میشه..

حبیب جزء آخرین نفرات از نسل طلایی ِ موسیقی ِ پیش از انقلاب بود که همزمان با خواننده هایی چون مازیار و کوروش یغمایی تونست چهره بشه، اما کاری که حبیب با آلبوم جاودانه ی «مرد تنهای شب» کرد باعث شد در بدو ِ حضورش اتفاقی تاریخی رو رقم بزنه، حوادث تلخی که به فاصله ای کم تو اون برهه برای حبیب رخ داد (از دست دادن مادر و همسرش) باعث شد دو ترانه ی «مادر و شهلا» شکل افسانه ای تری در ذهن مردم بگیره، هرچند حبیب بعدها عنوان میکنه اسم همسرش شهلا نبوده و این آهنگ صرفاً شعر زیبایی بوده که تو تبریز میشنوه و همونجا ضبطش میکنه..حاصل ِ کار آلبومی غم آلود و بینهایت تأثیرگذار به نام مرد تنهای شب میشه، ترانه ی مرد تنهای شب و این آلبوم به حدی تو ذهن و روح ِ مردم جا باز می کنه که در فاصله ای اندک همه جای ایران حبیب رو میشناسه و انگار ترانه ی غمگینش روایتگر ِ شبهای پر از تنهایی ِ ملتی میشه..در مورد جایگاه ِ این آلبوم همین بس که 6 سال پیش وارتان آوانسیان رئیس شرکت ترانه (اولین کمپانی ضبط و پخش موسیقی در ایران) اعلام کرد هنوز بعد از 29 سال آلبوم «مرد تنهای شب» پرفروش ترین آلبوم و کاست موسیقی ِ ایرانه..

پس از اون حبیب با آلبوم «سلام همسایه(شام غریبان)» و آلبوم دیگری (البوم بت یا جنبش) که بدلیل تحولات سیاسی ایران هیچگاه پخش ِ رسمی نشد جایگاه متفاوت و تأثیرگذار خودش رو در موسیقی اون سالها تثبیت کرد..حبیب به امید اینکه بشه در سالهای پس از انقلاب هم به فعالیت موسیقی ادامه داد در کشور موند، اما از اون سالهای سخت که مهری سنگین بر لبش زده بود به تلخی یاد میکنه، حبیب احساس میکرد بدون موسیقی و خالی کردن ِ دردهاش از این طریق قادر به زندگی نخواهد بود به همین دلیل ایران رو ناچاراً ترک میکنه..

حبیب 4-5 سال اول انقلاب اون اوضاع سخت و وحشتناک رو به چشم دید و ازاین بابت خیلی ضربه خورد..

و در بدو ورودش به لس آنجلس برای ادامه ی کار هنریش با افراد و کمپانیهایی برخورد کرد که تجربه ی کار با اونها لطمه ی بدی به روحیه ی حبیب وارد کرد و باعث سرخوردگی و سالها گوشه نشینیش شد..

تو اون محیط به حبیب ازطرف کمپانی دیکته شد که مردم اینجا مثل ایران کار غمگین و سنگین و سیاسی اجتماعی رو نمیپسندن..و ناچاراً حبیب رو مجبور کردن تو 70 درصد کاراش از ریتم شش و هشت و شعرهای نسبتا شادتری استفاده کنه.. سبک و صدای حبیب تو این آهنگا همون تاثیر رو روی علاقه منداش میذاشت اما این وضعیت باعث شد حبیب روزبروز شکسته تر و بدبین تر بشه نسبت به جامعه ی هنری لس آنجلس..

خود حبیب عنوان کرد که ترانه هایی که حد فاصل سالهای 63 تا 69 در 4 آلبوم ( آفتاب مهتاب - خورشید خانم - همراز و آخه عزیزم چی میشه) اجرا کرد بطور اکثریت ترانه هایی بود که دوسشون نداره و هیچوقت دوست نداره که تکرار بشن.. حبیب اجرای این 4 آلبوم رو اجباری ازسوی کمپانیهای لس آنجلسی و تلاشی برای بقا و گذران زندگی عنوان میکنه..هرچند بسیاری از ترانه های این 4 آلبوم برای عاشقان صدای حبیب تو ایران سرشار از حرمت و خاطره ست..ترانه هایی که خود حبیب هم لابلای اون کارهایی که ازشون دوری میکنه دوسشون داره..

آهنگهای گلاله - گلهای گل خونه ای - پرنده - بهشت غربت - هوای امامزاده و یکی از زیباترین ترانه های حبیب یعنی «من از او خاطره دارم» که بیانگر سبک و حس و حال ترانه های گذشته ی حبیب بودن و از جمله آهنگ خورشید خانوم که خیلی ها بیان میکنن بزرگترین اشتباه حبیب در طول موسیقیایش خوندن این آهنگ بود ولی همین ملت مفهوم عمیق این شعر رو که سروده ی احمد شاملوست رو نمیتونن بفهمن هرچند که حتی 7 روز پشت سر هم رو این آهنگ تامل بشه بازم کمه...

اما این دوره و ماجراهاش حبیب رو از جامعه ی هنری لس آنجلس که تا حد زیادی خوش گذرون و بی تفاوت نسبت به دردهای ملت ایران بودن به حدی بیزار کرد که دوره ی طولانی رو به گوشه نشینی و تلاش برای تولدی دوباره و جاودانه شدن گذروند.. حبیب به سن پدرو مکانی بسیار دور از لس آنجلس نقل مکان کرد و در مورد موسیقی ش کاملا ارتباطش رو با اون جامعه قطع کرد..

حبیب مملو از درد بود، چیزی که هنوز که هنوزه اونرو بیان میکنه..حبیب درد و رنج و نسلی که از ملتش به تاراج میرفت رو به چشم میدید و نمی تونست بی تفاوت باشه..کسب درآمد از موسیقیش رو خیانت به هدف و آرمانش دونست و تنها و تنها برای ملت داخل ایران خوند..ملتی که خیلی خوب ایثار و فداکاری حبیب رو تشخیص دادن و تمامی اعجازش در موسیقی شد مرهم هایی برای هر روح خسته و درد کشیده..

حبیب سبک نوین و بی مانندی رو در تاریخ موسیقی ما شروع کرد که به باور من و خیلی ها بسیار فراتر از موسیقی ایران بود..

سه آلبوم (صفر در سال 1373) (بزن باران 1375) (کویر باور 1378 ) تا به امروز بیشترین هنر و قدرت آفرینندگی ِ حبیب رو تو خودشون دارن، این سه آلبوم بی تکراره..خواننده های بزرگ دیگه نهایتاً یک یا دو آلبوم بزرگ و تاریخی از همه نظر دارن اما حبیب تاریخ و حقیقت و دردهای یه ملتی رو در طول هزاران سال تو این 3 اثر فراموش نشدنی نشوند..

حبیب بعد از کناره گیری از جامعه ی هنری با تلاش و سختی بیزنس بزرگی رو در زمینه ی ساختمان سازی تشکیل داد و با درآمد خودش (بدون اسپانسر بودن کمپانی و دیکته ی اینکه چی باید بخونی و چی نخونی) این سه آلبوم پر هزینه رو در فاصله ی هفت سال با همکاری گروهی نوازنده های آمریکایی و اروپایی که تمامی سازهای آهنگهای ساخته شده توسط حبیب رو اونطور که میخواست براش بصورت زنده اجرا میکردن، ضبط کرد و تنها برای پخش و رسیدن به دست مردم داخل ایران به کمپانی ترانه سپرد..حبیب بارها گفته که از کمپانی خواست که هیچ تبلیغی از آلبومهاش تو آمریکا نشه و هیچ درآمدی ازاین سه آلبوم و آلبوم های بعدیش نداشت..حبیب برای دلش میخوند، برای دل ملتش، برای جاودانه شدن.. و مگه میشد اینو با پول عوض کنه..

اما سبک و کیفیت این سه آلبوم به حدی با موسیقی کشورمون فاصله داشت که در کشورهای اروپایی در فضاهای عمومی پخش میشد و اروپاییها رو به کنجکاوی برای شناختن این خواننده ترغیب میکرد.. بسیاری سبک حبیب رو در این سالها راک (از نوع پینک فلویدی) و کانتری میدونن..

سولو گیتارهای بی نظیر و حرفه ای حبیب در آهنگهای این سه آلبوم، استفاده از قدرت بینظیر صداش در خوندن گام های بالا و لطافت فوق العاده ی صداش در گامهای پایین، استفاده از سازهای زیاد و تماما زنده در ترانه هاش، شعرهای تاثیرگذار و حقیقتا تکرار نشدنی در موسیقیمون، تنظیم های حرفه ای این سه آلبوم رو بینهایت شنیدنی و تاثیرگذار کرده...

حبیب در این آلبومها و آلبومهای بعدی از جمله خداوندا و خانه ی کوچک تماماً از شعرهای شاعران نسبتاً گمنام وطنی و تعدادی از دوستان نزدیک خودش استفاده کرد..و سبب اینکار رو رسوندن پیام زیبای این شاعرا به گوش مردم میدونه..گاهاً شعرهای نو و بی وزن و فارغ از فرم خاص ترانه نویسی..

آلبوم صفر خیلی خیلی نو وشنیدنی بود..ترانه های ( شب سیاه - آتش - صفر و کسی حالم نمیپرسه ) با مضمون اجتماعی و سیاسی خاص خودش و شعرای زیبا و بی همتا واقعاً خاطره انگیزه..همچنین تو این آلبوم حبیب اجرای بی نظیری از «پریا» ی احمد شاملو داشت..واقعاً استادانه، تمامی حس وحال ِ شعر رو به انسان منتقل میکنه.(پ.ن سایت:هر چند آهنگ پریا توسط دیگر خوانندگان مطرح نیز سروده شده اما بهترین اجرا را یقیقا حالا به دور از بررسی فنی میتوان به حبیب نسبت داد.با شخصیتی که آقای شاملو داشت ایشون اهل آه و ناله و نفرین و... نبودن ولی خوانندگان دیگر این شناخت رو از آقای شاملو نداشتند و تنها حبیب عزیز بود که روحیات خود احمد شاملو را نیز در آهنگشان به کار برده بودند...) . و آهنگ بسیار زیبا و عاشقانه و غمگین محتاج که اثر ماندگار خواننده ی مطرح ترکیه (زکی مورن) بود که حبیب از ایشون اجرا کردن که در نوع خوش بسیار ماندگار و زیباست .

اما آلبوم بزن باران به باور خیلی ها و از جمله من کامل ترین، اثرگذارترین و بینظیرترین از لحاظ شعر و موسیقی بین تمام آلبومهای تاریخ موسیقی ایرانه..اونهایی که این آلبوم رو شنیدن میتونن اینرو کاملا حس کنن.. و سال 76 با این آلبوم بود که برای اولین بار موسیقی حبیب رو شنیدم...چقدر متفاوت بود، چقدر بینظیر بود، چه صدای صاف و بی نقص و پر قدرتی..سالها بود خیلی ها به صدای حبیب دل بسته بودن بدون اینکه کوچکترین تصویری ازش تو ذهن داشته باشن، برخلاف خواننده های دیگه.. خود من هم تا سالها چهره ی حبیب رو ندیده بودم..

بزن باران اونقدر متفاوت و قوی بود که برای مرتبه های اول جذبم نکرد..هرروز این کاست پخش میشد و گوش من به اینصدا و موسیقی بینظیر آشناتر میشد..یکی از شاخصه های مهم حبیب که برای اولین بار جذبم کرد لحن ادای کلمات موقع خوندنش بود، اینو کاملا میشه تو کارای حبیب حس کرد..آهنگایی مثل مرگ قو - بزن باران - نفس ، خیلی جاها نمی تونستم کلمات رو درست تشخیص بدم..اما این اصلا ضعف نبود بلکه بیشتر مجذوب میکرد و مهارت حبیب را نشان میداد..یکی دیگه از شاخصه های منحصر به فرد حبیب تا به امروز استفاده از دو گام بالا و پایین صداش بطور همزمان موقع میکس کردن آهنگه..این منظور منو بخوبی میتونید موقع شنیدن بزن باران یا خیلی آهنگهای دیگه ش تشخیص بدید..

شعرا بینظیر بود، حال و هوا فوق العاده بود..حرف جدیدی میزد، حرف تازه ای، هوای تازه ای :

نفسم گرفت از این شب، در ِ این حصار بشکن

در ِ این حصار ِ جادویی ِ روزگار بشکن

چو شقایق از دل سنگ برآر رأیت خون.

به جنون صلابت صخره ی کوهسار بشکن

تو که ترجمان ِ صبحی، به ترنم و ترانه

لب ِ زخم دیده بگشا، تب انتظار بشکن

شب ِ غارت ِ تتاران، همه سو فکنده سایه

تو به آذرخشی این سایه ی دیوسار بشکن

ز برون کسی نیاید، جویباری تو اینجا

تو ز خویشتن برون آ، سپه تتار بشکن

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی

تو خود آفتاب ِ خود باش و طلسم تار بشکن

بسرای تا که هستی، که سرودنست بودن

به ترنمی دژ ِ وحشت ِ این دیار بشکن

_________

بزن باران بهاران فصل خون است

بزن باران که صحرا لاله گون است

بزن باران که به چشمان یاران

جهان تاریک و دریا واژگون است

بزن باران که دین را دام کردند

شکار ِ خلق و صید ِ خام کردند

بزن باران خدا بازیچه ای شد

که با آن کسب ننگ و نام کردند

بزن باران بنام هرچه خوبیست

بزیر ِ آوارها پایکوبی ست

مزارع تشنه جوباران پر از سنگ

بزن باران که وقت ِ لای روبی ست

بزن باران و شادی بخش جان را

به باران شوخ و شیرین کن زمان را

به بام غرق ِ در خون ِ دیارم

بپا کن پرچم ِ رنگین کمان را

بزن باران چه بی صبرند یاران

نمان خاموش، گریان شو به باران

بزن باران بشور آلودگی رو

ز دامان ِ بلند روزگاران

بزن باران بهاران فصل ِ خون است

بزن باران که صحرا لاله گون است..

«بزن باران» یکی ازبی نظیرترین آلبومهای حبیب بود که محبوبیت بزرگی رو در ایران علیرغم وجود نداشتن تبلیغات برای این آلبوم نصیب حبیب کرد..صدای صاف و پر قدرت، آهنگسازیهای فراموش نشدنی، تنظیم های حرفه ای و تکنیک حبیب موقع اجرای ترانه ها آلبومی بینهایت شنیدنی خلق کرد.. در کنار دو ترانه ای که نام برده شد این آلبوم 5 اثر زیبای دیگه از جمله: آهنگ لطیف و فریبنده ی «مرگ قو» با شعر معروف دکتر حمیدی - ترانه های منت و کجا بودم و سردار جنگل ( اونطور که از اسمش برمیاد در ستایش میرزا کوچک خان ) و پایان بخش آلبوم عاشقانه ی فراموش نشدنی ِ «صدای دهل میاد»..



بعد از موفقیت و محبوبیت این آلبوم حبیب مصمم تر درصدد ضبط آلبومی زیباتر و متفاوت تر از بزن باران براومد..در فاصله ی سال 76 تا 78 حبیب در حین ضبط این آلبوم، در خلال کار بر روی پروژه های ساختمانیش دچار سانحه شد و با سقوط از ارتفاع زیادی دچار شکستگی مهره های گردن، شکستگی جناغ سینه و پارگی شدید ریه شد.

حبیب بخاطر قلب بزرگ و مهربونش و رسالتی که در پیش داشت از مرگ حتمی نجات پیدا کرد، خودش بعدها گفت که زنده موندنش مثل یه معجزه بود.. عملهای زیادی روی گردن و ریه های حبیب انجام گرفت و به مدت 4 ماه بدون اینکه قادر به حرکت باشه دربیمارستان بستری بود..حبیب از اون 4 ماه بعنوان دردناک ترین لحظه های زندگیش یاد میکنه و در غربت بستری بودن رو غم بزرگی میدونه..همیشه تو دعاهاش میگه که کسی در غربت روی تخت بیمارستان نباشه..

مساله ای که تو اون دوران سخت حقیقتاً حبیب رو زنده نگه داشت همین عشق و نیازش به موسیقی بود..پیش از این حادثه تعدادی از ترانه های آلبوم «کویر باور» ضبط شده بود اما تعدادی از اونها از جمله ترانه ی «خرچنگهای مردابی» «گمگشته» «سنگ خارا» چند ماه بعد از مرخص شدن حبیب از بیمارستان ضبط شدن..با وجود آسیبی که به ریه های حبیب وارد شده بود اما در اجرای ترانه ی خرچنگهای مردابی ازبیشترین احساس و بالاترین گام صدای خودش استفاده کرد..

حبیب تو یکی از خاطرات زیباش از اون روزهای دردناک عنوان کرد که دو سه ماهی از بستری شدنش میگذشت، تو یه غروب دلگیر بدون اینکه بتونه حرکتی بکنه و قادر به حرف زدن باشه صدای موسیقی آشنایی شنید، میگفت صدا هر لحظه نزدیک و نزدیک تر میشد، انگار چند نفر با هم مشغول نواختن آهنگهای حبیب بودن..حبیب میگفت میخواستم حرف بزنم اما نمی تونستم و اشکام بی محابا رو صورتم میریخت..تعریف کرد که 5-6 نفر دختر و پسر جوون برای ملاقاتش اومده بودن..

حبیب عنوان کرد 7 ماه بعد از مرخص شدن از بیمارستان با کمک همسرش و دوستانش تا پای کیبوردش میرفت و آهنگها رو میساخت..

حاصل این همه رنج و عشق آلبوم بی نظیر و شاهکار کویر باور بود..خیلی ها حتی کویر باور رو بالاتر از بزن باران میدونن اما دلیل اونکه گفتم جاودانه ترین آلبوم حبیب «بزن باران» ه نظر ِ شخصیم بود..

شعرهایی که حبیب میخوند تماما درد وطنش و مردم ِ ایران بود..خواننده ای که پیام رسانی رو در قالب ترانه وارد مرحله ی جدیدی کرد.. تکنیک آهنگ ها فوق العاده بود، هنوز که هنوزه خیلی گوینده ها و کارشناسان موسیقی خارج از کشور از ارزش ترانه ای مثل ِ خرچنگ های مردابی میگن..

مگه ممکنه لحنی به زیبایی لحنت تو این ترانه و ملودی جاودانه تر از ملودی ِ «خرچنگ های مردابی» خلق بشه

در این زمانه ی بی های و هوی ِ لال پرست

خوشا به حال ِ کلاغان ِ قیل و قال پرست

چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را

برای اینهمه ناباور ِ خیال پرست

به شب نشینی ِ خرچنگای ِ مردابی

چگونه رقص کند ماهی ِ زلال پرست؟

رسیده ها، چه غریب و نچیده میافتن

به پای ِ هرزه علفهای باغ ِ کال پرست

رسیدم به کمالی که جز انا الحق نیست

کمال دادا برای من ِ کمال پرست

هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاریست

به تنگ چشمی ِ نامردم ِ زوال پرست..

یا کویر ِ باور:

یه درخت ِ خشک و بی برگ میون ِ کویر ِ داغ

توی ته مونده ی ذهنش، نقش ِ پررنگ ِ یه باغ

شاخه ی سبز ِ خیالش سر به آسمون کشید

بر رو دوش اش همه پر شد ز اقاقی ِ سفید

زیر ِ سایه ی خیالی، کم کم ک چشماشو بست

دید دو تا کفتر ِ چاهی روی ِ شاخه هاش نشست

اولی گفت: اگه بارون باز بباره تو کویر

دیگه اما سر رسیده عمر ِ این درخت ِ پیر

دومی گفت: که قدیما یادمه کویر نبود

جنگل و پرنده بود و گذر ِ زلال رود

گفتن و از جا پریدن با یه دنیا خاطره

اون درخت اما هنوزم تو کویر ِ باوره

حبیب در طی سالهای 80 و 82 دو آلبوم فوق العاده ی دیگه بنامهای «خداوندا» و «خانه ی کوچک» رو به بازار داد که هر دو کار در ادامه ی سبک و روند منحصر به فرد ِ سه آلبوم قبلی بود.. این دو آلبوم به نسبت سالهاش برای من خیلی خاطره انگیز و دوست داشتنیه خصوصا آلبوم «خانه ی کوچک» که برگرفته از شعر زیبا و فراموش نشدنی ِ حمید مصدق بود:

تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه ی همسایه،

سیب را دزدیدم

شعرهای این دو آلبوم تعدادیش از حمید مصدق و تعدادی از نادر ابراهیمی، دکترباستانی پاریزی، حسن هنرمندی و تعدادی شاعر بزرگ دیگه بود..

حبیب حد ِ فاصل سالهای 80 تا 82 یکی دو برنامه ی تلویزیونی ِ خاص از جمله برنامه ی (الهام الهی) رو برای معرفی ِ کارهای جدیدش و ارتباط با دوستدارانش انتخاب کرد..6-7 مصاحبه ای که حبیب تو این 3 سال داشت از تاثیرگذارترین برنامه هایی بود که تو زندگیم شاهدش بودم..حبیب با وجود تمام غمهایی که تو وجودش انباشته بود احساس ِ آرامش و رضایت میکرد از اینکه میتونه با تلاش خودش اونچه رو که میپسنده و شایسته ست برای عاشقان و دوستداران ِ موسیقیش بخونه..احساسی که از گوشه و کنار ِ دنیا هنگام تماس تلفنی با حبیب منتقل میشد حقیقتاً تکون دهنده بود، صلابتی که این مرد در عین فروتنی و سادگیش داشت باورنکردنی بود، احساس و زیبایی و قدرت صدایی که موقع ِ اجرای زنده ی ترانه هاش با اون گیتار معروف و آشناش به انسان منتقل میشد تو تموم ِ ذرات وجود نفوذ میکرد..بارها پیش میومد که نفس ِ الهام الهی با اون همه تسلطش موقع اجرا بعد از اتمام کار حبیب بند میومد..اون سالها شیرین ترین و زیباترین سالها برای همه ی عاشقای حبیب بود، اون انتظارهای چندین ماه ِ برای دوباره دیدنش..

تا نوروز 83 و اون سورپرایز ِ باورنکردنی، همکاری ِ یه پسر جوون با حبیب تو ترانه ی «سلام همسایه» با اون چهره ی معصومش که به هر بیننده ای القا میکرد که پسر ِ خود حبیب ِ وگرنه هیچکس ِ دیگه ای نمیتونه اینجور کنار عظمت ِ حبیب بایسته و انقدر راحت بخونه..



و چقدر این همکاری و اجرای دو صدائه زیبا و دل انگیز ب
سه سیب پزشك آنلاين مزه بی همتا گروه گیاهخواران ؛ دوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۰ - 17:08:19 - [ 12 نظر و 9 تشکر]، خوانده شده 5158 بار

تشکر شده توسط: [❤ ترنــــم بانــــو ❤ ] [•*✿*•.ღ آرمناک . آرشا •*✿*•.ღ ] [سه سیب پزشك آنلاين مزه بی همتا گروه گیاهخواران] [ ஐ❤پری کوچک غمگين ஐ❤ ] [ღ° بـــــارون °ღ] [سامیار .................] [▀✖▀ نـیـڪــآ ﮯ ایــرآטּ ▀✖▀] [داد شاه] [◆ سارا خوشگلہ ◆]
 
ارسال لینک مطلب به :
پست های برتر سه سیب پزشك آنلاين

 
سه سیب پزشك آنلاين مزه بی همتا گروه گیاهخواران سه سیب پزشك آنلاين مزه بی همتا گروه گیاهخواران


آفلاین

مجرد
دروغ عشق را نابودمیکند(خودم) فوق العاده صبور+خسته+تنها

 
دوستان

♣♚♠ ωـامـاלּ شاهـے پـور ♣♚♠

***milad .

sina ......................

m کریمی

♥♥درنا♥♥ ♥♥شجاعی♥♥

مهدی جون ....
آلبوم عکس غذاها و سفره آرایی
 
آلبوم عکس های شخصی
 
سایت های مورد علاقه
   
   
 
از این که آشپزآنلاین را بهترین ساختید متشکریم. با عضویت در خبرنامه سایت از آخرین اطلاعات وارد شده در آشپزآنلاین مطلع شوید.
لطفاً ایمیل خود را وارد نمایید:

 
   





Time : 0.0657651424408 seconds