صفحه اصلی تالار گفتمان | صفحه اصلی سایت آشپزآنلاین | تبلیغات


                         

¤¤¤  لحظات خوبي را براي شما آرزومنديم.  ¤¤¤

مشاهده پست هاي بدون جواب | نمايش مبحث هاي فعال

نام کاربري:
کلمه عبور:

به ياد داشته باش
فقط در در صفحه اصلي تالار ميتوانيد از ورود سريع استفاده کنيد
 (0 پیامک جدید)
درخواست عضويت   ورود * ورود 







ارسال مبحث جديد اين مبحث بسته شده است.شما نمي توانيد پست هاي خود را ويرايش يا پست جديدي ارسال کنيد.  [ 32 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3  بعدي
forumtools   forumtools
نويسنده پيغام
 موضوع پست: Re: چه کنم؟
پستارسال شده در: يکشنبه 4 تیر 1391, 7:27 am 


کاربر فعال
کاربر فعال

نماد کاربر
offline


حالت من: In Love

محبوبیت: 304


تاريخ عضويت: يکشنبه 17 مرداد 1389, 5:29 pm

پست ها : 1268

تشکر کرده اید: 5047 مرتبه

تشکر شده:
2482 مرتبه در 806 پست

محل سکونت: Earth

بنظر منم شاید احساس میکنه با شما خیلی فرق داره و فاصله فکریتون زیاده.


منم تا حدی مثل سمیرا هستم. من خیلی دوست داشتم با خانواده شوهرم دوست باشم ولی متاسفانه خواهر شوهرای من اصلا اهل حرف زدن نیستن، یعنی واسه خودشون حرف دارن مثلا شوهرم بشینه حرف میزنن ولی کلا تلاشی نمیکنن که من که تو جمع غربیم رو یه جوری وارد بحثشون کنن، منم خب به خودم اجازه نمیدم خودمو پرت کنم وسط موضوع، بنابراین ترجیح میدم ساکت بمونم. خیلی بده آخه، آدم وقتی یه جا مهمونه باید صابخونه سعی کنه طرف بهش خوش بگذره و احساس غریبی نکنه ولی اونا به هیچ وجه از این کارا نمیکنن بخاطر همین به شوهرم گفتم هیچ وقت منو تنها خونه خواهرات نذار چون واقعا معذب میشم از بس در و دیوارو نگاه میکنم.


البته خیلی خیلی خانمن و از بدجنسیشون نیستا ولی انگار اینجوری بار اومدن.مثلا بعد از یه ماه به هم زنگ میزنیم مکالمه ما همش همینه: سلام .....جون خوبین؟بچه ها خوبن؟علی آقا چطوره؟دیگه چه خبر؟خداحافظ.


یعنی یکی از زجرآورترین کارای زندگی من زنگ زدن به خواهر شوهرامه.


_________________
Daisypath Anniversary tickers


www.mehrood.com



بالا
 مشخصات  
کاربران زیر از شما کاربر محترم Saint تشکر کرده اند:
shervin61 (يکشنبه 4 تیر 1391, 7:44 am)
 
 
 موضوع پست: Re: چه کنم؟
پستارسال شده در: يکشنبه 4 تیر 1391, 7:37 am 


پیشکسوت آشپزآنلاین
پیشکسوت آشپزآنلاین

No Avatar
offline


حالت من: In Love

محبوبیت: 1710


تاريخ عضويت: دوشنبه 18 مرداد 1389, 11:47 am

پست ها : 6282

تشکر کرده اید: 14277 مرتبه

تشکر شده:
20216 مرتبه در 6466 پست

دوستان عزیز


 برای پاسخگویی به دوست خوبمون فقط 24 ساعت زمان دارید


 پس از آن برای بالا بردن سطح کیفی سایت تاپیک قفل خواهد شد.


موفق باشید



بالا
 مشخصات  
کاربران زیر از شما کاربر محترم * میکا * تشکر کرده اند:
yalda1367 (يکشنبه 4 تیر 1391, 8:23 am)
 
 
 موضوع پست: Re: چه کنم؟
پستارسال شده در: يکشنبه 4 تیر 1391, 7:44 am 


کاربر جدید

No Avatar
offline


محبوبیت: 1


تاريخ عضويت: شنبه 21 آبان 1390, 8:38 am

پست ها : 21

تشکر کرده اید: 23 مرتبه

تشکر شده:
6 مرتبه در 6 پست

saint عزیزم باور کن نه من اتفاقا زیاد اهل حرف زدنم برعکسه اون کم حرفه یه جورایی همیشه رودرواسی ایجاد کرده مابین ما و خودش البته بگما این سیاست خاصیه که داره موقع ازدواج من میگفت سعی کن همیشه خونواده شوهرت باهات تعارف و رودرواسی داشته باشن خب من الان که فکر میکنم میبینم این سیاست چرچیلیه دیگه یا همیشه میگفت با خونواده شوهرت حدوحریم قائل باش خب من به مرز کاملا موافقم اما بده ادم اینقدر رنگ عوض کنه فامیل دور باشی بعد یهویی اینقدر فاصله بگیری بده دیگه.من گاها میگم احترام زیادی این چیزارم داره دیگه هیچکی دیگه واست ارزش قائل نیستangry



بالا
 مشخصات  
کاربران زیر از شما کاربر محترم shervin61 تشکر کرده اند:
Saint (يکشنبه 4 تیر 1391, 7:51 am)
 
 
 موضوع پست: Re: چه کنم؟
پستارسال شده در: يکشنبه 4 تیر 1391, 7:52 am 


کاربر فعال
کاربر فعال

نماد کاربر
offline


حالت من: Angelic

محبوبیت: 483


تاريخ عضويت: پنج شنبه 30 تیر 1390, 7:15 am

پست ها : 1003

تشکر کرده اید: 4107 مرتبه

تشکر شده:
2080 مرتبه در 1059 پست

محل سکونت: تهران
عزیزم تو اگه احترام میزاری شخصیت خودتو می رسونی اگه حس کنی که به خاطره ارامش خودت این کار رو می کنی دیگه واست سخت نیست
همیشه میگن خوبیه که می مونه
به نظره من احترامتو بزار به خاطره اینکه تو آدم محترمی هستی

_________________

وقتی کسی اندازت نیست ، دست بـه اندازه ی خودت نزن



بالا
 مشخصات  
کاربران زیر از شما کاربر محترم yalda1367 تشکر کرده اند:
shervin61 (يکشنبه 4 تیر 1391, 8:21 am), lavin (يکشنبه 4 تیر 1391, 8:50 am), Saint (يکشنبه 4 تیر 1391, 9:13 am)
 
 
 موضوع پست: Re: چه کنم؟
پستارسال شده در: يکشنبه 4 تیر 1391, 7:59 am 


آشپزآنلاینی اصیل
آشپزآنلاینی اصیل

نماد کاربر
offline


حالت من: Aggressive

محبوبیت: 785


تاريخ عضويت: پنج شنبه 8 اردیبهشت 1390, 8:23 am

پست ها : 3225

تشکر کرده اید: 1265 مرتبه

تشکر شده:
3761 مرتبه در 1659 پست

وااااااااااااااااااااااای چه مبحثییییییییی47b20s0


من زنداداشم همسنه من


تو دانشگاه باهم 4 سال هم اتاق بودیم155fs44059


خیلییییییییییییییی ماهه


البته کلا ادم خوبیه


سیست های خودش رو داره و با همه خوبه و بقول خیلییی ها همه رو انگشتر کرده انداخته تو دستش47b20s0


ما رابطمون خیلی باهم خوبه.حتی ازخونواده م به من نزدیکتره و از هه مسائلم خبر دار و منم همینطور.


انم بگم که خواهر کوچیکم اما جندان ازش راضی نیست چون میگه همیشه وقتی باهم هستین هیچکی رو نمیبینین اما وقتی من نباشم و با هم باشن جون جونی میشن


ولی ما باهم از خونوداه هامونم نزدیکتزیم


(kiss)


 


_________________

only Allah can judge me
(خدا تنها کسی که میتونه راجع به من قضاوت کنه!!!)


وبلاگ من.... http://issizada.blogfa.com



بالا
 مشخصات  
کاربران زیر از شما کاربر محترم lavin تشکر کرده اند:
gisoo (يکشنبه 4 تیر 1391, 8:12 am), yalda1367 (يکشنبه 4 تیر 1391, 8:19 am), shervin61 (يکشنبه 4 تیر 1391, 8:22 am), Saint (يکشنبه 4 تیر 1391, 9:14 am), سپیدار (يکشنبه 4 تیر 1391, 11:05 am), m@rj@njoon (يکشنبه 4 تیر 1391, 1:43 pm)
 
 
 موضوع پست: Re: چه کنم؟
پستارسال شده در: يکشنبه 4 تیر 1391, 8:09 am 


کاربر فعال
کاربر فعال

نماد کاربر
offline


حالت من: Roflmao

محبوبیت: 167


تاريخ عضويت: دوشنبه 1 شهریور 1389, 5:28 am

پست ها : 1221

تشکر کرده اید: 2403 مرتبه

تشکر شده:
2849 مرتبه در 999 پست
رابطه منم با زن داداشم کاملا اندازه و نرماله.البته تازه ازدواج کردن اما توی دوران نامزدیشونم واسه تهیه لباس عروسو آرایشگاه و....... دخلتی نکردم.نه من و نه خواهرام.تاحدی که خودش از خواهرم خواست با هم برن لباس عروس بگیرن. باهم تماس نمیگیریم معمولا، مگر اینکه کاری داشته باشیم.به نظر من هر چقدر روابط با زن داداش حساب شده تر باشه هم دردسرش کمتره هم داداشمون خوشحال تر و نسبت به ما راغب تره.این جوری هیچ وقت رابطمونو با داداشمون از دست نمیدیم.
از قدیم گفتن دوری و دوستی


بالا
 مشخصات  
کاربران زیر از شما کاربر محترم cima تشکر کرده اند:
gisoo (يکشنبه 4 تیر 1391, 8:12 am), yalda1367 (يکشنبه 4 تیر 1391, 8:23 am), shervin61 (يکشنبه 4 تیر 1391, 8:23 am), سپیدار (يکشنبه 4 تیر 1391, 11:05 am)
 
 
 موضوع پست: Re: چه کنم؟
پستارسال شده در: يکشنبه 4 تیر 1391, 8:10 am 


آشپزآنلاینی اصیل
آشپزآنلاینی اصیل

نماد کاربر
offline


حالت من: Aggressive

محبوبیت: 785


تاريخ عضويت: پنج شنبه 8 اردیبهشت 1390, 8:23 am

پست ها : 3225

تشکر کرده اید: 1265 مرتبه

تشکر شده:
3761 مرتبه در 1659 پست
البته اینم بگم که من مسئله تورو تو زن دایی هام میبینم
یعنی مامانم دو تا زن داداش داره که یکیش سر و زبون داره و باسیاست
همه جا میره باهمه خوبه
تو هر مراسمی شرکت داره
به همه نزدیکاش
(مامانم و ...) کادو میده و....
همه هم دوسش دارن و میگن خوبه
اما یه رن داداشم داره که بر عکس
تا دعوت نکنی نمیاد!
اهل کادو و مهمونی و ...نیست
با هیچکس زیاد گرم نمیگیره و...
اماااااااااااااا
مامان و خاله هام همیشه میگن دومی خوبه !
چراااااااا؟1
چون بنا به تجربه چندین سالشون میگن که
اولی از سیاسته و یه کم خورده شیشه هم که داره با سیاست جمع کرده اما دوم پشت و رو نداره و یکیه
اینم بگم که مامانم اینا هم مثل شما اول برداشت بد داشتن اما به مرور و گذر دوران همه جی مشخص میشه
البته مامانم اینا اب هردو خوبن و
به قول مامانم ادم باید زن داداش رو بخاطر داداش به دست بگیره و تو این زمونه که رفت و امد کمه جوری رفتار کنه که طرف ناراحت نشه و تو جمع های چند ساعته ه باهم هستن دندون رو جیگر بذاره ت بخوبی رد شه
یه نصیحت هم از مامان تو این مورد
اگه تو این راطه های فامیلی از بیرون اومده(زن داداش .زن عمو. زن دایی. و..)آدم هرچقدر کمتر گیر بده و تو کار خودش باشه و به گرمی و سردی رابطه کار نداشته باشه طرف خودش میاد سمت آدم
میگیییییییییییییی نه؟!
امتحان کن
تو هم یه مدت عادی باش
چند وقت یه بار بخاطر داداش برو و بببینشون و زنگت رو بزن اگه جواب نداد هم دنبالشو نگیر
تو روال خودتو برو
ول کن ون چیکار میکه
اون خودش اینجوری میاد سمتت...
امیدوارم مشکلت حل شه...

_________________

only Allah can judge me
(خدا تنها کسی که میتونه راجع به من قضاوت کنه!!!)


وبلاگ من.... http://issizada.blogfa.com



بالا
 مشخصات  
کاربران زیر از شما کاربر محترم lavin تشکر کرده اند:
gisoo (يکشنبه 4 تیر 1391, 8:13 am), yalda1367 (يکشنبه 4 تیر 1391, 8:23 am), مهنازجون (يکشنبه 4 تیر 1391, 8:39 am)
 
 
 موضوع پست: Re: چه کنم؟
پستارسال شده در: يکشنبه 4 تیر 1391, 8:38 am 


کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

نماد کاربر
offline


حالت من: Sunshine

محبوبیت: 319


تاريخ عضويت: دوشنبه 17 آبان 1389, 6:24 pm

پست ها : 855

تشکر کرده اید: 2639 مرتبه

تشکر شده:
3329 مرتبه در 688 پست

محل سکونت: تهران
شروین جون صادقانه جواب بده ؟
قبلا چند بار از رفتارهای زن داداشت که ناراحتت کرده به مامانت یا داداشت گفتی ؟
مثلا همین که میگی زنگ زدم جواب نداده و بعد به مامانم توضیح داده. شما به مامانت اینا گقتی ؟
بعدش هم منم معمولا تا دعوتم نکنن جایی نمیرم. آدم اجتماعی هستم . رفت و آمدم زیاده اما از تلفنی جرف زدن متنفرم .
معمولا به کسی نمیزنگم و کسی هم بزنگه از هر سه تا یکی رو جواب میدم.
بعدش شاید چیزی شنیده سعی میکنه آروم بمونه که کسی از دستش ناراحت نشه و اصلا نمیخواد خودشو بگیره

_________________

بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان این است که
نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشد
نه شعور لازم برای خاموش ماندن.



بالا
 مشخصات  
کاربران زیر از شما کاربر محترم sadaf717 تشکر کرده اند:
سپیدار (يکشنبه 4 تیر 1391, 11:06 am), shervin61 (يکشنبه 4 تیر 1391, 6:35 pm)
 
 
 موضوع پست: Re: چه کنم؟
پستارسال شده در: يکشنبه 4 تیر 1391, 8:47 am 


کاربر جدید

No Avatar
offline


محبوبیت: 1


تاريخ عضويت: شنبه 21 آبان 1390, 8:38 am

پست ها : 21

تشکر کرده اید: 23 مرتبه

تشکر شده:
6 مرتبه در 6 پست
LAVIN عزیزم و بقیه عزیزان مرسی از همفکریتون با وجود شما احساس تنهایی مخالههههههههههه.
دقیقا همین طور که گفتید باید کمی صبورتر و ارومتر بود مطمئنم همه چی حل میشه اما کلا بچه ها اگه حمل بر خودستایی نباشه من خیلی شخصیت مهربونی دارم چون واسم مهمه هیچکی رو ناراحت نکنم از خودم و ذهنم رو مسموم نکنم


بالا
 مشخصات  
 
 
 موضوع پست: Re: چه کنم؟
پستارسال شده در: يکشنبه 4 تیر 1391, 8:51 am 


آشپزآنلاینی اصیل
آشپزآنلاینی اصیل

نماد کاربر
offline


حالت من: Aggressive

محبوبیت: 785


تاريخ عضويت: پنج شنبه 8 اردیبهشت 1390, 8:23 am

پست ها : 3225

تشکر کرده اید: 1265 مرتبه

تشکر شده:
3761 مرتبه در 1659 پست
خواهش میکنم عزیزم امیدوارم رابطه تون بهتر بشه
بوووووووس

_________________

only Allah can judge me
(خدا تنها کسی که میتونه راجع به من قضاوت کنه!!!)


وبلاگ من.... http://issizada.blogfa.com



بالا
 مشخصات  
 
 
 موضوع پست: Re: چه کنم؟
پستارسال شده در: يکشنبه 4 تیر 1391, 9:20 am 


کاربر فعال
کاربر فعال

نماد کاربر
offline


حالت من: In Love

محبوبیت: 304


تاريخ عضويت: يکشنبه 17 مرداد 1389, 5:29 pm

پست ها : 1268

تشکر کرده اید: 5047 مرتبه

تشکر شده:
2482 مرتبه در 806 پست

محل سکونت: Earth

عزیزم همونطور که بعضی از دوستانم گفتن بنظرم شما با وجودی که مهربونید و دوست دارید رابطه داشته باشید باید یکم صبر پیشه کنید و ازش بیش از این انتظار نداشته باشید. هروقت داداشتون خونه بود زنگ بزنید و با هردوشون حرف بزنید، هر چند وقت یه بارم دعوتشون کنید. فکر کنم اگه شما هم یکم فاصله بگیرید بیشتر اعتماد کنه و راحتتر به سمتتون بیاد، میدونم واسه شما که دوست دارید رابطه ها صمیمی باشه این محدودیت ها سخته ولی کاری نمیشه کرد بهرحال متاسفانه در حال حاضر اون اینطوری میخواد


موفق باشی عزیزم.


_________________
Daisypath Anniversary tickers


www.mehrood.com



بالا
 مشخصات  
کاربران زیر از شما کاربر محترم Saint تشکر کرده اند:
shervin61 (يکشنبه 4 تیر 1391, 6:35 pm)
 
 
 موضوع پست: Re: چه کنم؟
پستارسال شده در: يکشنبه 4 تیر 1391, 10:10 am 


کاربر فعال
کاربر فعال

نماد کاربر
offline


حالت من: Relaxed

محبوبیت: 221


تاريخ عضويت: پنج شنبه 17 تیر 1389, 2:22 pm

پست ها : 1191

تشکر کرده اید: 3502 مرتبه

تشکر شده:
2091 مرتبه در 919 پست

shervin61 نوشته است:
مشکل من اینه که کلا من ادم اجتماعیم و از همون ابتدا دوست داشتم یه رابطه دوستانه و محترمانه داشته باشم با ایشون.اما ایشون تا زمان عقد خوب بودن البته من هم به واسطه شاغل نبودنم وقت بیشتری برای گذروندن وقت داشتم با ایشون اما بعدا به واسطه مشغله ها رابطه ها کمتر شد باز هم گفتنی است که کلا بعد از ازدواج رفتارا خیلی عوض شد کلاس گذاشتنهای الکی.درد دلی که باهاش کردم رو به داداشم گفتن همینطور.خلاصه کم کم از خانواده دوری کرد وچون غریب بود اینجا همش خودش گله میکرد که چرا به من سر نمیزنید اما با خودش فکر نمیکرد بابا رابطه بایستی دو طرفه باشه با سردی که کسی خونه کسی نمیره البته بگم ایشون همیشه معتقد به ایجاد فاصله با خانواده همسر هستن شاید زیادی افراط کرد الان مشکل اصلی من تو نوع ارتباط با ایشونه مثلا بهشون زنگ میزنم تلفن رو جواب نمیدن بعد هم که میفهمه من زنگ زدم زنگی زده نمیشه یا اس ام اس به ایشون میدم میگه همراهم یه طرفه بوده در صورتیکه میشه به طریقی دیگه جواب خواهر شوهرشو ادم بده(تازه اون هم به من نمیگه که سوءتفاهم پیش نیاد بلکه مثلا به مامان من توضیح میدن).منم تصمیم گرفتم دیگه زنگ نزنم تا ایشون بفهمن هر رابطه ای اگه دو طرفه نباشه ویران میشه.حالا یه نظرشما دوستانم به واسطه بارداری ایشون و رعایت حالشون به نظرتون من با داداشم صحبت کنم و علت مشکلو بپرسم یا مستقیما با خودشون وارد مذاکره یشم و علت رو جویا شم یا اصلا روی خودم نیارم؟کلا احساس بدی دارم اینکه فکر کنی یه نفر میخواد خوردت کنه این خیلی بده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


من یه چیزی یادم اومد که بهتون بگم و اون اینکه رابطه ای که خاهر شوهر دلش میخاد با زن داداش داشته باشه با رابطه ای که زن داداش میخاد با خاهرشوهر داشته باشه خیلی خیلی فرق میکنه ... منم اون موقع ها که داداشم میخاس با دوستش ازدواج کنه این احساسارو داشتم و الان که خودم خاهرشوهر دارم یه حس دیگه و یه انتظار دیگه از خاهر شوهر دارم..


البته که رابطه اونا درهمون حالت دوستی بهم خورد ... و جالبه یه طوری ام برخورد میکرد که انگار منم تو جداییشون نقش داشتم! چرند درچه حد!!!! (من هیچ وقت تو جمعشون حتا جیک نمیزدم) و الانم زیاد از صمیمی شدن خاهرشوهرم خوشم نمیاد با اینکه باش حالت صمیمی برخورد میکنم نه رسمی .. واسه همینم از تجربه خودم واسه زن داداش آیندم استفاده میکنم که نرم توکار صمیمی شدن با زن داداش، فیلم اینکه تو هم مث خاهرمی و این حرفا .. این چیزا باید خودش بوجود بیاد .. ینی یه روند خودجوشه .. نه صرف اینکه باهاش صمیمی بشم فکرکنه خاهرشوهر خوبی ام .. چون  نتیجه برعکس داره اکثر اوقات


_________________
Life is a Tale, told by an Idiot, full of Sound and Fury, signifying Nothing...


بالا
 مشخصات  
کاربران زیر از شما کاربر محترم سپیدار تشکر کرده اند:
cima (يکشنبه 4 تیر 1391, 10:49 am), shervin61 (يکشنبه 4 تیر 1391, 6:35 pm), simba (يکشنبه 4 تیر 1391, 9:24 pm)
 
 
 موضوع پست: Re: چه کنم؟
پستارسال شده در: يکشنبه 4 تیر 1391, 10:58 am 


کاربر جدید

نماد کاربر
offline


حالت من: Flirty

محبوبیت: 50


تاريخ عضويت: سه شنبه 16 شهریور 1389, 6:16 pm

پست ها : 233

تشکر کرده اید: 247 مرتبه

تشکر شده:
160 مرتبه در 103 پست

محل سکونت: بوشهر
منم با زنداداشم صمیمیم اونم همیشه احترام منو نگه میداره و 4 سالی ازم کوچیکتره

_________________


خدا آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را،یکی همچون نسیم دشت می گوید کنارت هستم ای تنها...





بالا
 مشخصات  
کاربران زیر از شما کاربر محترم miiinaaa تشکر کرده اند:
shervin61 (يکشنبه 4 تیر 1391, 6:35 pm)
 
 
 موضوع پست: Re: چه کنم؟
پستارسال شده در: يکشنبه 4 تیر 1391, 6:44 pm 


کاربر جدید

No Avatar
offline


محبوبیت: 1


تاريخ عضويت: شنبه 21 آبان 1390, 8:38 am

پست ها : 21

تشکر کرده اید: 23 مرتبه

تشکر شده:
6 مرتبه در 6 پست

sadaf717 نوشته است:
شروین جون صادقانه جواب بده ؟ قبلا چند بار از رفتارهای زن داداشت که ناراحتت کرده به مامانت یا داداشت گفتی ؟ مثلا همین که میگی زنگ زدم جواب نداده و بعد به مامانم توضیح داده. شما به مامانت اینا گقتی ؟ بعدش هم منم معمولا تا دعوتم نکنن جایی نمیرم. آدم اجتماعی هستم . رفت و آمدم زیاده اما از تلفنی جرف زدن متنفرم . معمولا به کسی نمیزنگم و کسی هم بزنگه از هر سه تا یکی رو جواب میدم. بعدش شاید چیزی شنیده سعی میکنه آروم بمونه که کسی از دستش ناراحت نشه و اصلا نمیخواد خودشو بگیره
صدف جون منظورتون رو نفهمیدم اما من به مامانم میگم اگه دلخور بشم اما میگم روش نیاره جنبه درد دل داره اما به داداش اصلا چون اصلا دلم نمیخواد افکارشونو خراب کنم اما بهرحال واسه جمع بندی از تجربیات شما و تصمیمات خودم به این نتیجه رسیدم کلا بعضی وقتا اطرافیانترو باید به حال خود رها کنی و اون کاری که فکر میکنی درسته انجام بدی تا پیش وجدانت راحت باشی بازم ممنون از همگیlove



بالا
 مشخصات  
کاربران زیر از شما کاربر محترم shervin61 تشکر کرده اند:
Saint (يکشنبه 4 تیر 1391, 7:24 pm)
 
 
 موضوع پست: Re: چه کنم؟
پستارسال شده در: دوشنبه 5 تیر 1391, 3:08 am 


کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

نماد کاربر
offline


حالت من: Sunshine

محبوبیت: 319


تاريخ عضويت: دوشنبه 17 آبان 1389, 6:24 pm

پست ها : 855

تشکر کرده اید: 2639 مرتبه

تشکر شده:
3329 مرتبه در 688 پست

محل سکونت: تهران

shervin61 نوشته است:


sadaf717 نوشته است:
شروین جون صادقانه جواب بده ؟ قبلا چند بار از رفتارهای زن داداشت که ناراحتت کرده به مامانت یا داداشت گفتی ؟ مثلا همین که میگی زنگ زدم جواب نداده و بعد به مامانم توضیح داده. شما به مامانت اینا گقتی ؟ بعدش هم منم معمولا تا دعوتم نکنن جایی نمیرم. آدم اجتماعی هستم . رفت و آمدم زیاده اما از تلفنی جرف زدن متنفرم . معمولا به کسی نمیزنگم و کسی هم بزنگه از هر سه تا یکی رو جواب میدم. بعدش شاید چیزی شنیده سعی میکنه آروم بمونه که کسی از دستش ناراحت نشه و اصلا نمیخواد خودشو بگیره
صدف جون منظورتون رو نفهمیدم اما من به مامانم میگم اگه دلخور بشم اما میگم روش نیاره جنبه درد دل داره اما به داداش اصلا چون اصلا دلم نمیخواد افکارشونو خراب کنم اما بهرحال واسه جمع بندی از تجربیات شما و تصمیمات خودم به این نتیجه رسیدم کلا بعضی وقتا اطرافیانترو باید به حال خود رها کنی و اون کاری که فکر میکنی درسته انجام بدی تا پیش وجدانت راحت باشی بازم ممنون از همگیlove



میگم شما از دست زن داداشت ناراحت شدی یا رفتاری کرده که شما نپسندیدی. به مامانت گفتی . مامانت هم به داداشت یا خانمش گفته.


خوب اون بنده خدا هم سعی میکنه که کمتر رفت و آمد کنه تا کسی دلخور نشه.


_________________

بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان این است که
نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشد
نه شعور لازم برای خاموش ماندن.



بالا
 مشخصات  
 
 
ارسال مبحث جديد اين مبحث بسته شده است.شما نمي توانيد پست هاي خود را ويرايش يا پست جديدي ارسال کنيد.  [ 32 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3  بعدي

اطلاعات

جستجو براي:
تعداد صفحات: صفحه 2 از 3

    

تعداد پست ها:  32 پست


کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان مدير انجمن: ماندگار شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

کپی رایت

 
yukari

این سایت به صورت کامل تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد
Powered by : phpBB | Style by: Meis@M

آشپزآنلاین، بزرگترین سایت آشپزی ایرانی
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list

Persian Translation : www.phpBB.Maghsad.com
phpBB SEO