صفحه اصلی تالار گفتمان | صفحه اصلی سایت آشپزآنلاین | تبلیغات


                         

¤¤¤  لحظات خوبي را براي شما آرزومنديم.  ¤¤¤

مشاهده پست هاي بدون جواب | نمايش مبحث هاي فعال

نام کاربري:
کلمه عبور:

به ياد داشته باش
فقط در در صفحه اصلي تالار ميتوانيد از ورود سريع استفاده کنيد
 (0 پیامک جدید)
درخواست عضويت   ورود * ورود 







ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 23 پست ]  برو به صفحه 1, 2  بعدي
forumtools   forumtools
نويسنده پيغام
 موضوع پست: رام کردن مرد سرکش
پستارسال شده در: شنبه 23 آذر 1387, 11:47 am 


کاربر جدید

نماد کاربر
offline


محبوبیت: 1


تاريخ عضويت: يکشنبه 7 مرداد 1386, 1:30 pm

پست ها : 46

تشکر کرده اید: 0 مرتبه

تشکر شده:
18 مرتبه در 6 پست

محل سکونت: tehran
حتما یک زن، در طول زنده گی خودش با یک مشکل اساسی و کلی ـ دست کم برای یک بار ـ مواجه می شود؛ چه طور مردی را می توان «رام» کرد؟
این یک اصل است که زنی، «هنر» رام کردن ِمردی را داشته باشد. ولی قدر مسلم باید یک پیش گزیده هم داشت و آن این که «یک مرد هیچ وقت توسط زنی، رام نمیشود، مگر دوستش داشته باشد».
در این متن، روی سخنم اصلا مردهایی که سر و گوششان میجنبد نیست. من همان معدود مردهای سر به راه و خانواده دوستی را مد نظر دارم که فکر کنم در دنیا، اگر سر جمعشان کنی، یک شهرک کوچک را هم نمیتوانند پرکنند. ولی خوب! خدا پدر ادعا را بیامرزد! کدام مردی را میشناسید که ادعای خانواده دوستی و عشق به زن و همسر نداشته باشد؟
یک مرد سه چیز اساسی و خیلی مهم توی زنده گی اش دارد که هیچ وقت به آنها اعتراف نمیکند. سه چیز دیگر هم دارد که همیشه ادعایش را دارد و اصلن ندارد.
«س ک س» و «تنوع طلبی» و «قدرت» سه چیزی ست که همه ی مردها خودشان را از دوست داشتن آن، مبرا میدانند ولی ته دل همه شان این سه تا جایگاه را حفظ میکنند.
«خرید» و «فرمانبرداری» و «مردسالاری» را هم همیشه ادعا میکنند که دوست دارند، ولی ندارند. یا دوست ندارند یا اصلن در ذاتشان نیست.
خیال خانمهای محترم را راحت کنم که مرد جماعت چه بخواهد و چه نخواهد، زن ذلیل است. هر کسی هم خیلی ادعای مردسالاری و زن ستیزی و زن ذلیل نبودن را دارد، حتمن به یک دکتر روانشناس مراجعه کند، چون مشخصن در بخش مردانه اش دچار اشکالات اساسی و عمده ای شده.
برای رام کردن یک مرد سرکش، کافی ست که نه از او بخواهیم با ما به خرید بیاید، نه به مهمانی یی که دوست ندارد. و مهمتر از همه باید به او ثابت کرد که رییس کل قواست. همه چیز بر مبنای تصمیم اوست. خیلی راحت هم میتوانید عمل کنید. نود درسد مردها این طوریاند. اگر میخواهید به مسافرت بروید، به مرد بگویید؛ «عزیزم!… من فکر میکنم کمی خسته شده-ای!… نیاز به استراحت داری. پیشنهاد میکنم چند روزی را مرخصی بگیر و در خانه استراحت کن!»
این پیشنهاد خیلی زیرکانه است. چرا؟ چون شما با علم به این که دارید دستور غیرمستقیمی را صادر میکنید، این حرف را زده اید. پس مرد هم برای این که ریاست خودش را ثابت کند و هم با شما سد در سد مخالفت نکرده باشد، با بخش مرخصی موافقت می کند. و بعد مرثیه ای از سختی کار و مشقاتش برایتان خواهد گفت. ولی از آنجا که مرد است، باید با شما مخالفت کند و به نوعی شما را هم مدیون خودش نماید. پس با کمال افتخار و با نهایت سخاوت خواهد گفت: «بله. موافقم. ولی در خانه نمیمانیم. یک سفر کوچک می رویم شمال!»…
این طور شما به خواسته ی خودتان رسیده اید. هم ریاست مرد را به عنوان یک اصل تغییر ناپذیر، پذیرفته اید و هم حرف خودتان را به کرسی نشانده اید.
این فقط یک مثال کوچک بود. بسیاری از موارد هست که در زنده گی با آن برخورد می کنید که پیرو همین قانون اند.
اصولن هر مرد و زنی [به اعتقاد من] در طول زنده¬گی خودشان در نزاعی مداوم و جدالی همیشه گی اند. این جدال میتواند جدالی عاشقانه باشد؛ چرا که هر نزاعی لزومن خصمانه و دشمنانه نیست.
در این نزاع عاشقانه، شما مدام با شریک زنده گیتان در حال اصطکاک فکری و بالانس کردن ِایده ها و عقایدتان هستید. هیچ دلیلی هم نیست که این اصطکاک، معنای دعوا به خودش بگیرد. بلکه نوعی اختلافِ نظر طبیعی ست که همیشه میان ِآدم ها هست.
.
یک مرد، در ساده ترین شکل ِرفتاری خودش، اگر سه چیزی که زیرزیرکی دوست دارد و هیچ وقت به آن اعتراف نمیکند را در زنی نبیند، رام ِآن زن نخواهد شد. همان سه اصل «س ک س»، «تنوع طلبی» و «قدرت».
بحث س ک س فکر نکنم نیازی به توضیح داشته باشد. چیزی ست که بسیاری از زنان جامعهی ما، با آن مشکل اساسی دارند و بدتر از همه، درباره اش حتا حرف هم نمیزنند. این را واگذار میکنم به نوشته های آینده. ولی تنوع طلبی، دیگر خیلی روشن و واضح است.

نکته کنکوری

هر مردِ لحشور و به هم ریخته و شپشویی هم که باشد، دوست دارد زنی مرتب و منظم و شسته ـ رُفته را در کنارش ببیند.
به مادرهای خودمان دقت کنید. مگر چه اتفاقی بیافتد که در خانه لباس ِقشنگی بپوشند و آرایش کنند. دخترهای همین مادرها را هم نگاه کنید. اگر بخواهند بیرون بروند، چهارده ساعت رو به روی آینه به هفتاد و شش نقطه¬ی دیده و ندیده شان پودر و کرم و لوسیون میزنند، ولی وقتی در خانه ی شوهر هستند یا دوست پسرشان بیش تر از دو ساعت کنارشان میماند، تبدیل به ننه ی فولاد زره می شوند!
خدا نکند که این زنها آن روز، غذای خوبی را درست کرده باشند!… همین باعث میشود که میز ناهار خوری در کنار شمع و بشقاب و قاشق و چنگال-های درخشنده، شاهد یک کدبانوی ِژولیده ـ پولیده باشد که اشتها را از هر مردِ پرخوری میگیرد. چرا؟… چون غذای خوب درست کرده و به سر و وضعش نتوانسته برسد.
مرد، غذای دیر را در کنار همسری آراسته بخورد، بسیار برایاش لذت بخشتر است تا غذای ِبه وقت را در کنار مادر ِآسپیران قیاس آبادی.
ممکن است برای دیر شدن غذا غرغر کند و چندتایی هم سقلمه بارتان نماید، ولی وقتی ببیند که شما با چه عشق و علاقه ای خودتان را برای نوازش روح و چشمش، آراسته اید، مسلم بدانید به بهترین وجهی از شما سپاس-گزاری خواهد شد.
البته مردهای بی انصاف و شـُتـُرمآب هم کم نیستند. ولی هم چنان که گفتم، فرض بر این است که مرد و زن، یکدیگر را دوست دارند و قدرشناس و باوجدان-اند.
درست همین روحیه ی تنوع طلبی مرد است که گاهی از او، خیانتکاری بدجنس درست می¬کند. اگر روشهای «رام کردن» را بلد باشید، همین خاصیت مردانه، تبدیل به موتور مولد انرژی و عشق می¬شود که زرت و زرت برایتان «یوهو» عشق را ورمیقلمباند!!
در کنار دوتای اول، «قدرت» هم موضوعی مهم محسوب میشود. مردان نیاز مبرمی به قدرت دارند. سعی کنید که خودتان را طوری جلوه دهید که مرد باور داشته باشد نیازمند به او هستید.
مخصوصن زنهایی که اهل کار و ورزش هستند، مدام دم از «استقلال» می-زنند. این سَمّ مهلکی برای رابطه ی زناشویی و دوستی ست. چرا هی توی گوش طرفتان زمزمه میکنید که «مستقل» هستید؟
دستتان توی جیب خودتان است؟ خوب باشد!… مردها نیاز زیادی دارند که بدانند شما تحت حمایتشان هستید.

نکته کنکوری

بدترین کاری که میشود کرد، همین ابراز نابه جای استقلال است.
انشاءالله صدّام، قربان این دخترهای امروزی برود؛ که تا یک شغل ِفکسنی پیدا میکنند فکر میکنند شاخ غول را شکستهاند.
بابا جان! اگر ماهی ده میلیون تومان هم درآمد داری، به مردت باید اثبات کنی که نیازمند او هستی. چه اشکالی دارد؟ مگر مردها این کار را نمیکنند؟ مگر نمیبینید وقتی برایشان «عشوه میآیید و «نازهای اسطوره ای» میکنید، چه طور دنبال شما میافتند و به قول مشهدی ها، موس موس میکنند؟ خوب این هم مثل همان است دیگر!
.
زنده گی یعنی «هنر» و هنر نوع قشنگ شده ای از «سیاست» است.
تنها یک زن ِسیاستمدار است که میتواند به آسانی یک مردِ سرکش را رام کند. متاسفانه؛ متاسفانه؛ در ایجاد ارتباط، زنها همیشه فکر میکنند که مردها باید موتور باشند. در صورتی درست خلاف این قضیه است.
حتمن بارها شنیده اید که دوستانتان به شما میگویند: «اوا! خاکِ عالم! من بهش بگم دوستت دارم؟… وا! به حق چیزای ندیده و نشنیده!…سد سال ِ سیا!… اگه خودش دوس داره، بیاد جلو… تازه شم باید کلی نازمو بخره که بش جواب بدم!»…
به این دوستتان بفرمایاید که شما نه تنها از مردها چیزی نمیدانید که باید آرزوی داشتن ِیک مرد ایده آل را با خودتان [بعد از 120 سال] به آرامگاه ابدیتان ببرید. چون
برخلاف همه ی تصوراتِ ما، اتفاقن این زن است که باید در دوستی، پیشقدم شود.

به انبوه عکسهای بچه هایی که دارند همدیگر را می¬بوسند تا به حال دقت کرده¬اید؟ در اینترنت زیاد می¬شود پیدا کرد. دقت کرده اید که در اکثر این عکس-ها، این دخترها هستند که پسرها را دارند میبوسند. یا به نوعی «احساس ِاطمینان» و کِشِش، در دخترها، بیشتر از پسرها ست؟…خیلی جالب است. چون به صورت فطری و ذاتی و این دخترها هستند که نیاز به تکیه گاه دارند و مردها باید پشتیبان باشند. به همین دلیل دخترها با اطمینان بیشتری جلو میآیند. چون با حس زنانه ی خودشان دریافته اند که تکیه گاه خود را پیدا کرده اند.
دقیقن همین خاصیت ذاتی باعث میشود که مرد در ابراز علاقه با احتیاط بیشتری عمل کند. چون مرد به ابراز عشق از دریچه ی «پشتیبانی کردن» مینگرد و زن از منظر «پشتیبانی شدن». همین است که مردها خیلی دست به عصا راه میروند و تا تقی به توقی میخورد، جا میزنند.
[برای هزارمین دفعه بگوبم که استثناآت هم هست و این حکم، کلی نیست. باز خفت من را نچسبید که ما این طوری نیستم. نیستید؟… اشکالی ندارد. شما جزو آن استثناآت هستید. خوب شد؟
چرا وقتی دوست دارید دوست پسرتان را ببوسید، تعلل می کنید؟ چرا وقتی دوست دارید به او ابراز عشق کنید، منتظر حرف او هستید؟ چرا وقتی مدتی از او خبر ندارید، منتظر می مانید تا خودش با شما تماس بگیرد؟
همه ی اینها یعنی عدم آشنایی با روحیه ی مردها. یعنی شما سرسوزنی از اخلاق و رفتار مردانه، آگاهی ندارید. پس بمانید تا گیستان هم مثل ردیف دندانهایتان، سفید شود. چون راه را اشتباه رفته¬اید.
دقت به رفتارهای مرد و زن، در همه¬ی دنیا، یکی از لذت بخشترین مباحث انسانشناختی ست. گرچه زن نیازمند است که بیشتر مورد توجه بگیرد، ولی مثل مرد، تشنه ی قدرت نیست. زن به گونه ای دیگر نیاز دارد که مورد توجه باشد و ما در این بحث، به آن نپرداختیم. من فقط مردها را مورد بررسی قرار دادم و خیلی ساده و بی آلایش از چیزهایی که به عنوان یک مرد، درک میکنم برایتان نوشتم.
خیلیها ممکن است با من موافق یا مخالف باشند. هیچ دلیلی نیست که حرفهای من صحیح یا غلط است. فقط این را میشود به جرأت گفت که اگر هر مردی، بی واهمه از برداشت دیگران، خودش را صاف و پوست و کنده در معرض ِدیدِ همسر و دوستش بگذارد، چیزی را پنهان نکند، دروغ نگوید و آن «غرور ِقورباغه ای»اش را کنار بگذارد، زن خیلی راحتتر میتواند رامش کند. چون؛
«مرد جماعت اصولا عاشق ِرام شدن است.»
همین است که میگویند آقایان زن ذلیل اند!
.
با پیشکش درودهای ایرانی: آرش خیرآبادی

منبع خبر: بلاگ آرش خیرآبادی

_________________
باتو،من در طلوع لبخند میزنم،درهر تندر فریاد شوق میکشم،درحلقوم مرغان عاشق می خوانم در غلغل چشمه ها می خندم،درنای جویباران زمزمه می کنم


بالا
 مشخصات  
کاربران زیر از شما کاربر محترم عاطفه 2 تشکر کرده اند:
sara67 (يکشنبه 1 اسفند 1389, 4:12 pm)
 
 
پستارسال شده در: شنبه 23 آذر 1387, 3:59 pm 


کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

No Avatar
offline


محبوبیت: 1


تاريخ عضويت: پنج شنبه 27 تیر 1387, 8:50 pm

پست ها : 253

تشکر کرده اید: 3 مرتبه

تشکر شده:
32 مرتبه در 24 پست

محل سکونت: تهران
مرسی عاطفه جون خیلی جالب بود ولی من منتظر ادامه اش هستم فکر کنم اگه اشتباه نکرده باشم ادامه هم داشته باشه .
منتظرم خانومی (fl)


بالا
 مشخصات  
 
 
پستارسال شده در: يکشنبه 24 آذر 1387, 5:28 am 


کاربر جدید

نماد کاربر
offline


محبوبیت: 1


تاريخ عضويت: يکشنبه 7 مرداد 1386, 1:30 pm

پست ها : 46

تشکر کرده اید: 0 مرتبه

تشکر شده:
18 مرتبه در 6 پست

محل سکونت: tehran
اینجا مقرراتی آمده که منتظرش بودید، مقرراتی که شاید کسی به شما گوشزد نکرده باشد و یا فراموشتان شده باشد، ولی به نوعی منجی زندگی مشترکتان محسوب می شود.
هیچ وقت مادرت تو رو ننشونده که بهت بگه: "عزیزم، قبل از آمدن همسرت خانه باش تا کانون خانواده را گرم کنی" دوستای متأهلت هیچ وقت تو رو کناری نکشوندن تا بهت بگن "یک لیوان شربت تگری یا یک استکان چای داغ واسه مرد مثل یک دسته گل بزرگه واسه زن". هیچکس بهت نگفته که زندگی با جنس مخالف قاعده و قانون داره. همیشه قهر کردن و عبوس بودن، گناه کبیره زندگی زناشوییه. اگه بشه با رعایت یک سری نکات یک کانون پر مهر و مصفا ساخت، چرا تنش؟ که زندگی به کام هر دوتون تلخ بشه.
مقررات رو می گم، عمل کن تا ببینی متقابلا چقدر شوهرت برات مایه می ذاره
• به او قدرت بدهید. براش ابزار قدرتی (برقی) بخرید. چون اونا ابزارن و قدرت دارن. هر وقت شوهری از ابزار برقی اش استفاده می کنه، خوشحاله.
• به فکرش باش. قبل از آمدن شوهرت در تابستان یک لیوان بزرگ شربت تگری و در زمستان یک کتری و قوری در حال قل قل آماده کن بعلاوه یه پیش دستی میوه.
• مادرش نباش. خودش یکی داره. زنش، عاشقش، شریکش، دوستش و معشوقش باش.
• در او توهم قدرت ایجاد کن. مثلا کنترل تلویزیون این احساس رو بهش می ده. در عوض این تو هستی که انتخاب می کنی کجا زندگی کنید، کجا برید و ...
• سازش کن. با ظرافت، نرمی و خونسردی به خواسته هایت برسی خیلی بهتر از کنترل کامل است.
• وانمود کن. با احساساتش همگام شو. هیچ راهی برای نزدیک شدن به همسرت بهتر از تجربه کردن هیجانات همزمان نیست. اونوقت تو می شی همون رفیقش که می خواست وقتشو باهاش بگذرونه.
• خواستگار و نامزد قبلیت رو فراموش کن. او نمی خواد چیزی راجع بهش بشنوه.
• هرگز شوخی بیجا با مردان دیگر نکن.
• تاریج های کلیدی رو به خاطر بسپار. زمان بازی رئال با بایرمونیخ و ....
• به داستان های مربوط به کارش گوش کن. قرارهایش رو به یادش بیارید. ازش قدرشناسی کنید.
• به هنگام خرید وسواس به خرج نده و عجله کن. مردها خیلی عاشق چرخیدن در اطراف مغازه ها نیستند. اگه اینطوری دوست نداری خودت تنهایی به خرید برو.
• خرید عمده کنید. مایحتاج هفتگی یا ماهانه منزل رو یادداشت کن، با شوهرت به خرید برو. اینطوری هم به تو فشار نمیاد هم شوهرت از قیمت ها مطلع می شه. البته تفریح و نشاط رو چاشنیش کن.
• مرتب بودن شوهرت امتیاز دور از انتظاری است. به صفت های خوبش فکر کن. او یه همسر با وفای شلخته است. او یه پدر مهربون شلخته است. بپذیرش.
• شوهرها بیشتر از زن ها خرناس می کشند. بخاطر این موضوع ازش متنفر نشو.با گذشت باش.
• گاهی اوقات باید یه دوست رو، روی محراب ازدواج قربانی کرد. ممکنه کسی باشه که تو بهش علاقه داری ولی از دید شوهرت دوست مناسبی نیست.
• کارهای جزئی رو خودت انجام بده. خورده خرید ها رو بکن، به مدرسه بچه ها سر بزن، قبض آب و برق رو بپرداز و... شوهرها تو این قبیل کارها رسوای خاص و عامند. ازش دلگیر نشو.
• اجسام سبک تر از آنچه او بلند می کند رو بردارید. گاهی اوقات دستتون به طبقه بالای کابینت نرسد. بذارید باور کند که شما مدیون قدرت او هستید.
• او رو وادار کنید یک چکاب خون بدهد. چون شما او رو دوست دارید و می خواهید زنده بمونه.
• سیگار نکشید. این دور از شئان یه خانوم است و در عین حال مردها از دیدن این صحنه خوششان نمی آید.
• برای او یک دست کت و شلوار مناسب بخرید.
• با شوهرتان یک قرار ملاقات بگذارید. جایی رو در نظر بگیرید که او دوست داشته باشد. لباس های حسابی بپوشید و عطر خوبی بزنید. یه میز در جایی آروم درخواست کنید. غذاتونو با هم بخورید. به او بگویید چقدر دوستش دارید. نگذارید عشقتون کهنه و مندرس بشه.
• هدایایی که به شما می دهد را دوست بدارید. اگه مرتب بهشون گفته بشه که هدایاشون خوب نیست، دیگه سعی نخواهند کرد هدیه بهتری براتون بخرند. اگه تشویق بشن، آخرالامر هدایای بیشتر و بهتری براتون می خرن. شوهرها می خوان هدایاشون مورد قدرشناسی قرار بگیره.
• به او بگویید که خوش تیپ است.
• به او بگویید که دوستش دارید. او در بیان احساساتش زیاد موفق نیست. ولی او دوست داره اینو بدونه که شما دوستش دارید، بهش بگید.
• دست یکدیگر رابگیرید. با این کار احساس خوبی خواهید کرد.
• با هم بروید بیرون و قدم بزنید.
• با هم حرف بزنید. تا موقعی که حرف می زنید، همه چیز روبراهه.
• سعی نکنید تغییرش بدهید. او یه شخصه نه یه شیئ. سعی نکنید یه کمی بهش اضافه یا ازش کم کنید. همون طور که هست ازش قدردانی کنید.
• هر از چند گاهی، وقتی از دست هم ناراحت و عصبانی می شوید، توقف کنید. یه قدم به عقب بردارید. مردی رو که عاشقش شدید رو به خاطر بیارید. همون مرد تو اتاق بغلی نشسته و منتظر شماست.
• زمانی رو تنها و بون سایرین بگذرانید.
• به شوهرتون بنازید. چرا که نه؟ اینو به تموم دنیا بگید.
• به یکدیگر اعتماد داشته باشید. هر چه بیشتر این کارو بکنید، بهتر می شه.
• حقیقت رو بگید. حتی اگه به ضررتون باشه. باز هم این به نفع تره.
• هماهنگ شوید. گاهی روابط زناشویی ناهماهنگ می شن. در این مواقع کمی موضع خودتون رو عوض کنید. تو می خوای کاری کنی، ولی او نمی خواد. پس نکن. او می خواد کاری کنه، ولی تونمی خوای. پس بکن. فقط ریتم رو عوض کن. مهم انجام هر کاریه که با هم انجام بدید.
• دعوا پیش می آید. دعوا بین کسانی اتفاق می افته که به هم اهمیت می دهند. دعوا آخر دنیا نیست.
• باختن. وقتی دعوا می کنی می بازی. برای برنده شدن در دعواهای زناشویی پاداشی وجود نداره. در حقیقت برد بدتر از باخته. حتی اگه می بازید برید سر خونه و زندگیتون.
• هیچ وقت در مورد سیاست بحث نکنید.فکر می کنید سیاستمدارا در مورد شما بحث می کنن؟
• عصبانی نمانید. اگه بعدا بهش فکر کنی می بینی که خیلی هم مهم نبوده.
• آشتی کنید. این تنها بخش خوب دعوا کردنه. این فرصت رو از دست نده.
• بوسه شب بخیر رو فراموش نکنید. حتی اگه کدورتی بینتان هست.
• هیچ وقت، حتی در قهرهم جای خوابتون رو از هم جدا نکنید.
• عکس بگیرید. با عکس می تونی به گذشته و به همه اتفاقاتی که از اون گذشتید نگاه کنی و بدونی که می تونید از اتفاقات دیگه هم بگذرید.
• بچه داشته باشید. به زندگی رنگ و بو می ده.
• پس انداز کنید. یه وقتی به اون نیاز پیدا خواهید کرد.
• با او مسن شوید. یه روز که خیلی زود از راه می رسه احساس پیری می کنی. کی دلش می خواد این دوران رو به تنهایی بگذرونه.
• "ما" باشید نه "من".
• زندگی زناشویی آسان نیست، سعی کنید.
• تفریح کردن رو فراموش نکنید.

_________________
باتو،من در طلوع لبخند میزنم،درهر تندر فریاد شوق میکشم،درحلقوم مرغان عاشق می خوانم در غلغل چشمه ها می خندم،درنای جویباران زمزمه می کنم


بالا
 مشخصات  
 
 
پستارسال شده در: يکشنبه 24 آذر 1387, 7:01 am 


کاربر جدید

No Avatar
offline


محبوبیت: 0


تاريخ عضويت: يکشنبه 8 اردیبهشت 1387, 6:16 am

پست ها : 61

تشکر کرده اید: 0 مرتبه

تشکر شده:
3 مرتبه در 3 پست
-


در کل 1 بار ویرایش شده. اخرین ویرایش توسط گيتاخانم در چهارشنبه 27 آبان 1388, 5:27 am .

بالا
 مشخصات  
 
 
پستارسال شده در: يکشنبه 24 آذر 1387, 7:37 am 


کاربر جدید

نماد کاربر
offline


محبوبیت: 1


تاريخ عضويت: يکشنبه 7 مرداد 1386, 1:30 pm

پست ها : 46

تشکر کرده اید: 0 مرتبه

تشکر شده:
18 مرتبه در 6 پست

محل سکونت: tehran
گیتا خانم عزیز سلام

مرسی عزیزم از اینکه مشکلتو با من که جای خواهر کوچکت هستم به میون گذاشتی. نمیدونم چند سال دارین ولی فکر کنم من از شما کوچیکتر باشم. من خودم به مطالب روانشناسی و همسرداری خیلی علاقه دارم و سعی می کنم عمل کنم.

دوست عزیز فکر می کنم نگرانی شما بی مورد باشه. البته بر حسب تجربه اندکی که دارم اینو میگم. آخه من خودم 2 سال پیش همسرم و دور از خانواده خودم بودم و هر وقت که به تهران میومدیم من دوست داشتم بیشتر با مادرم و خانواده م باشم تا همسرم و شوهر من هم حسودی می کرد ولی این طبیعیه و شما نباید حساسیت نشون بدین چون وضعیت بدتر میشه. همسر شما بعد از چند ماه ندیدن خانواده اش خیلی طبیعی هست که این رفتار رو داشته باشه. بهش حق بدین اگر هم اون حرفا رو زده مطمئن باش از ته دلش نگفته .فقط در اون زمان از رو وابستگی و فشار حرف شما خواسته جبهه بگیره. خواهر عزیزم من فکر می کنم اگر شما حساسیت نشون ندی و اتفاقا همراهشون بشی خیلی برات خوب میشه. مادر نعمتی هست که نمی تونه هیچ کس جاشو بگیره.
در ثانی نگران نباش که اگر بیاین نزدیک دیگه روزگارت تیره شده . شاید اوایلش شوهرت همینطوری باشه ولی بعدش عادی میشن و باز دوباره اون مهر و محبتهای تو براش تازگی داره. دوست عزیز تو جملات بالا هم هست که تو مادر همسرت نباید باشی . بذار مادر جای خودشو داشته باشه.

به امید موفقیتت :47b20s0:

_________________
باتو،من در طلوع لبخند میزنم،درهر تندر فریاد شوق میکشم،درحلقوم مرغان عاشق می خوانم در غلغل چشمه ها می خندم،درنای جویباران زمزمه می کنم


بالا
 مشخصات  
 
 
پستارسال شده در: يکشنبه 24 آذر 1387, 10:49 am 


کاربر جدید

نماد کاربر
offline


محبوبیت: 2


تاريخ عضويت: پنج شنبه 22 فروردین 1387, 5:18 am

پست ها : 209

تشکر کرده اید: 0 مرتبه

تشکر شده:
28 مرتبه در 14 پست

محل سکونت: تهران
عاطفه جون ممنون از مطالب مفیدت ،
شما تو مطالبت گفتی که یک مرد از اینکه زنی مرتب و .. داشته باشه لذت می بره ، اما شوهر من زمانی که آرایش می کنم و یک لباس جدید می پوشم و اون روز انتظار دارم که بیشتر به سمت من بیاد یا اینکه حداقل بگه که امروز مثلا خشگلتر شدی یا این لباس بهت می یاد یا وقتی میرم آرایشگاه می یام بگه خشگل شدی و ... ولی هیچوقت اینارو نمی گه و برعکس روزایی که نامرتب هستم بیشتر میاد سراغم ! دلیلش و نمی دونم ، شوهر من همش به فکر کاره ، همش به فکر اینه که تو کارش پیشرفت کنه ، به نظرت با چنین مردی چطور باید رفتار کرد ؟

_________________
سهم من از زندگي يك اتاق تنهايي و يك باغچه حسرت


بالا
 مشخصات  
 
 
پستارسال شده در: يکشنبه 24 آذر 1387, 12:00 pm 


کاربر جدید

نماد کاربر
offline


محبوبیت: 1


تاريخ عضويت: يکشنبه 7 مرداد 1386, 1:30 pm

پست ها : 46

تشکر کرده اید: 0 مرتبه

تشکر شده:
18 مرتبه در 6 پست

محل سکونت: tehran
سلام رمینا جان

عزیزم خیلی تعجب کردم ولی میشه یه حدسیاتی زد که چرا همسرت این تیپی هست. البته من با توجه به یه موردی که سراغ دارم اینو مینویسم. نکنه بد آرایش می کنی یا شایدم آرایش بهت نمیاد و ساده تر قشنگتر میشی. شاید هم خدای نکرده شوهرت یه کمی بد دل باشه یعنی میخواد عادت آرایش کردن رو از سرت بندازه تا جلوی دیگران نیز آرایش نکنی. نمی دونم اگر خیلی اذیت میشی مشاوره برو . ولی در کل برای این که خیلی به کارش اهمیت میده نمی تونی کاری بکنی .فقط سعی کن کمترش بکنی یعنی دلش بخواد زودتر بیاد خونه.

_________________
باتو،من در طلوع لبخند میزنم،درهر تندر فریاد شوق میکشم،درحلقوم مرغان عاشق می خوانم در غلغل چشمه ها می خندم،درنای جویباران زمزمه می کنم


بالا
 مشخصات  
 
 
پستارسال شده در: دوشنبه 25 آذر 1387, 5:32 am 


کاربر جدید

No Avatar
offline


محبوبیت: 0


تاريخ عضويت: شنبه 18 خرداد 1387, 8:47 am

پست ها : 2

تشکر کرده اید: 0 مرتبه

تشکر شده:
0 مرتبه در 0 پست
مرسی عاطفه خانم خیلی درست بود

_________________
از قضاوت کردن دست بکش تا آرامش را تجربه کني. ديپاک چوپرا


بالا
 مشخصات  
 
 
پستارسال شده در: پنج شنبه 28 آذر 1387, 2:29 pm 


کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

نماد کاربر
offline


محبوبیت: 3


تاريخ عضويت: جمعه 10 آبان 1387, 9:38 pm

پست ها : 314

تشکر کرده اید: 0 مرتبه

تشکر شده:
64 مرتبه در 41 پست

محل سکونت: آلمان
سلام رمینا جان
من هم تجربه ای مشابه با شما داشتم. ولی دلیلش رو هم فهمیدم وقتی خیلی مرتب بودم شوهرم میترسید بیاد به طرفم مبادا ارایشم خراب بشه و یا لباسم نا مرتب بشه. حتی موقع ورود به منزل روبوسی هم نمی کرد. بعدا فهمیدم دوست نداره رژی بشه ولی الان که به خاطر اینگه دوست دارم پسرم رو خیلی ببوسم خیلی کم رژ استفاده میکنم و تقریبا دیگه این مسایل پیش نمیاد.

ولی به نظر من در مورد ظاهر خانمها در مورد یه سری لباسهایه که معمولا شما در جمع نمی پوشید و همسرتون میدونه که این لباس مخصوص اون تهیه شده. البته ظاهر مرتب منظور به این هم نیست که طوری لباس بپوشید یا آرایش کنید که انگار میخواهید به مجلس عروسی برید. همین که از پوشیدن لباسهایی که اندام تان را بد فرم میکند مثل لباسهای ورزشی و یا لباسهای گشاد و بلند امتناع کنید کافیست . موهای خود را شانه کنید . یک آرایش ملایم چشم که چشمانتان را براق و خوشحالت کند و یک عطر ملایم و کرم مرطوب کننده دست و صورت استفاده کنید همین کافیست .
اصولا آقایان از بوی لوازم آرایشی خوششون نمیاد مخصوصا کرم پودر و رژلب.

موفق باشید


بالا
 مشخصات  
 
 
پستارسال شده در: شنبه 30 آذر 1387, 5:14 am 


کاربر جدید

نماد کاربر
offline


محبوبیت: 0


تاريخ عضويت: سه شنبه 7 خرداد 1387, 8:19 am

پست ها : 67

تشکر کرده اید: 0 مرتبه

تشکر شده:
3 مرتبه در 2 پست
بهناز جون حرفات عالی بود
باهات موافقم اساسی ...

_________________
چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم ....
خانه اش ویران باد..............


بالا
 مشخصات  
 
 
پستارسال شده در: شنبه 30 آذر 1387, 7:09 am 


کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

No Avatar
offline


محبوبیت: 3


تاريخ عضويت: پنج شنبه 26 اردیبهشت 1387, 5:18 am

پست ها : 741

تشکر کرده اید: 0 مرتبه

تشکر شده:
88 مرتبه در 52 پست

محل سکونت: canada
چه بحث جالبى، ولى فكر كنم اسمش يه خورده يه جورى يه، مگه خدايى نكرده مرد ها .... هستن كه قرار باشه رام بشن. در ضمن عاطفه جون نكاتى رو گفتن كه به نظر من واقعا درست هستش، اينكه به همسرمون قدرت بديم، اينكه توجه داشته باشيم به نياز هاش، اينكه اگه دوست نداره با كسى بگرديم گوش كنيم (اين مسأله براى من اتفاق افتاده).همه اين ها باعث ميشه كه همسرمون هم ما رو به خودش نزديك بدونه،
به نظر من چه ايرادى داره كه:
وقتى لباس تميز و maratab poshidim و همسرمون چيزى nemigeh ازش بپرسيم كه آيا اين لباس بهمون مياد يا نه
وقتى تو ماشين در حال رانندگى هستش دستشو بگيريم
گاهى اوقات از sheytanat هاى دوران قبل از ازدواج يا دوران نامزدى بگيم (خاطرت ۲ نفره)
وقتى كه سر كار هستش يه تك زنگ كوچك بزنيم، و بهش بگيم كه دلمون براش تنگ شده، يا اينكه بگيم با بچه ها يه هوو هواى تو رو كرديم، دارى miyayi خونه مواظب باش، متظرت ام، دوست دارم
وقتى كنار هم نشستيم ازش بخواهيم كه ما رو بغل كنه. شايد بگين جلوى بچه zeshteh، ولى به نظر من بچه بايد عشق رو تو خانواده ياد بگيره نه جاى ديگه
موقعى كه mikhabin حتى براى ۵ دقيقه در aghoshesh بخوابين
براى روز تولدش حتى اگه كسى بهش زنگ نميزنه شما با دوستان و فاميل تماس بگيرين، بد بگين راستى امروز tavalodeh ... هستش.
اين جور مسايل شايد خيلى كوچك باشه ولى ميتونِه به زندگى رنگ و بو قشنگى بده.

_________________
http://www.mylife-shohreh.blogspot.com


بالا
 مشخصات  
 
 
پستارسال شده در: شنبه 30 آذر 1387, 5:24 pm 


کاربر جدید

نماد کاربر
offline


محبوبیت: 11


تاريخ عضويت: يکشنبه 31 شهریور 1387, 6:05 pm

پست ها : 206

تشکر کرده اید: 209 مرتبه

تشکر شده:
264 مرتبه در 108 پست

محل سکونت: tehran
ممنونم كه تجربياتتون رو در اختيار همه ميگذارين، :4lqqtqv: مطمئنا هر كدوم از شماها كاراي قشنگي براي ابراز احساساتتون ميكنين كه شايد ديگران تا به حال بهش فكر هم نكردن. :thankyou: :thankyou: :loveshower: اين خيلي خوبه كه همه به همديگه كمك ميكنيم تا زندگي بهتر و قشنگتري داشته باشيم. (fl)به نظر من نعمت بزرگيه. :pretty_smile:



ببخشيداااااااااااا!!!!من تو مسائل بزرگترا دخالت كردم. :zipped: :baffle: :confuse:

_________________
برايت دعا ميكنم تا خدا از تو بگيرد هر آنچه خدا را از تو ميگيرد.


بالا
 مشخصات  
 
 
پستارسال شده در: شنبه 30 آذر 1387, 5:25 pm 


کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

نماد کاربر
offline


محبوبیت: 3


تاريخ عضويت: جمعه 10 آبان 1387, 9:38 pm

پست ها : 314

تشکر کرده اید: 0 مرتبه

تشکر شده:
64 مرتبه در 41 پست

محل سکونت: آلمان
شهره جونمن هم با نظر شما و ایضا مطالب عاطفه جون موافقم :smilie_liebe4: بدجور


بالا
 مشخصات  
 
 
پستارسال شده در: يکشنبه 1 دی 1387, 9:41 am 


کاربر جدید

No Avatar
offline


محبوبیت: 1


تاريخ عضويت: چهارشنبه 17 بهمن 1386, 2:04 pm

پست ها : 97

تشکر کرده اید: 0 مرتبه

تشکر شده:
24 مرتبه در 13 پست
سلام

همونطور که شهره جونم گفتن تایتل این بخش یه جوری بید!

این کارها که گفتین خیلی خیلی مهم و عالین.اما اون مردی که بهش میگن سرکش(خدا نصیب نکنه)با این کارا رام نمیشه!اینا مال یه زندگیه که الحمدلله یه مهر و محبتی بین طرفین هست.مرد برای همسرش ارزش قائله و بهش فکر میکنه بنابر این متوجه تغییرات ذکر شده میشه!
رمینا جون شوهر من هم خیلی زمانی که آرایش میکنم توجه نمی کنه.حتی یادمه نامزد که بودیم وقتی روژ زدم با انگشت پاکش کرد گفت البته که زیبا شدی اما من بی آرایشت رو بیشتر دوست دارم.من اتفاقا اینطوری بر عکس شما حس بهتری دارم.به این فکر کن که برای به دست آوردن توجه شوهرت هیچ وقت مجبور به رنگ و روغن زدن نیستی! :294:

تازه بخش اعظم ابراز احساسات رو من تو خونه بر عهده دارم!شاید باور نکنین.اما اگه شوهرم رو به حال خودش بذارم فکر نکنم ماهی یه بار هم بگه که منو دوست داره.اما وقتی من بیشتر ابراز احساسات میکنم،بیشتر جویای حالش میشم سر کار،بیشتر به چیزهای مورد علاقه اش اهمیت میدم..احتمالا ممکنه احیانا یه پاسخی هم بشنوم.ناراحت نباش و کاری رو بکن که دلت میگه.مطمئن باش شوهرت دوستت داره :Vishenka_04:

عاطفه جون شصتت درد نکنه
! (fl)


بالا
 مشخصات  
 
 
پستارسال شده در: يکشنبه 1 دی 1387, 10:46 am 


کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

نماد کاربر
offline


محبوبیت: 3


تاريخ عضويت: دوشنبه 7 آبان 1386, 11:43 am

پست ها : 554

تشکر کرده اید: 0 مرتبه

تشکر شده:
150 مرتبه در 93 پست
سلام

بابا اين جا چه خبره ؟!!!!!! عاطفه جون حالت چطوره؟ فاطمه خوشبخت مدتي نبودي ؟ منزل جديد خوبه ؟ هر موقع از جلوي آپادانا رد مي شم يادت مي كنم .

امان از دست اين مرداي سر كش !!!!!! نيما چطور اين ورا پيداش نيست قدري از اين جماعت ضعيف كش !!!!!! دفاع كنه

ولي بهتره يه جايي هم براي زن هاي سر كش بزاريم :s1: (gr) :ey: اين طوري چپ چپ نگاه نكنيد منظورم زناييه كه حرف تو گوششون نمي ره شوهره مي گه اين كار رو نكن و خانمه مي گه دلم مي خواد اين طوري لباس نپوش مي گه خوشم ميادو...............

جداي از شوخي بايد بگم ادما از اين كه مورد توجه باشن تو هر سني لذت مي برن بعضي وقتا بعضي ادما هيچ چيزي تو دلشون نيست و فقط چون عادت كردن قربون صدقه مي رن و اعتقادي به حرفايي كه مي زنن ندارن

بعضي وقتا زن ها و شوهر ها براي اينكه بتونن موافقت طرف مقابل را براي انجام كاري جلب كنن و يا براي اينكه كار به كارش نداشته باشه قربون صدقه اش مي ره و مدام به مي گه عاشقتم

اگه جزو دو دسته ي بالا نيستيد بهتره يه دنبال پيدا كردن روش هايي باشيد كه رشته ي محبتتون با همسرتون رو محكم تر بكنه براي اين كار لازم نيست زياد انرژي مصرف كنيد فقط كافيه اونو و خودتون رو خوب بشناسيد نياز هاش و نياز هاتون رو تشخيص بدين همون طوري كه رافع نياز هاي اون هستيد بهش ياد بديد رافع نياز هاتون باشه چون اين رابطه دو طرفه است و اگه غير از اين باشه بعد از چند سال احساس سر خوردگي مي كنيد
اگه اون دوست داره شمارو مرتب و منظم ببينه شما هم همين طور اگه اون دوست داره موقع بي حوصلگيش بچه ها را از دم پرش دور كنيد شما هم همين طور اگه اون دوست داره بعد از كار يك ليوان چاي داغ جلوش باشه شما هم همين طور اگه .................

شما زماني از غذا خوردن لذت مي بريد كه گرسنه باشيد شكم سير از كنار بهترين تزئينات و غذاها به راحتي مي گذره زندگي زنا شوئي هم همين طوره من فكر مي كنم زياده روي تو هر كاري ماهيت اون كار رو لوث مي كنه و كم كم تبديل به يك عادت مي شه و اگه انجام بشه برحسب عادته و ديگه ميل و اشتياق توش نيست

براي همين فكر مي كنم هميشه بايد يه سورپرايز تو خونه داشته باشيم من از اينكه الان همسرم حدس بزنه من چه لباسي پوشيدم و به ساعتش نگاه كنه بگه الان كجا هستم ( تو آشپز خونه ، پاي تلويزيون و .....) و يا چه شامي داريم ؟ يا تو بدو ورود حتما منو ببوسه شام راس ساعت ..... سرو بشه و...........اصلا حال نمي كنم براي همين يه تغيير هميشه تو برنامه هام دارم حتي اگه اين تغيير درست نكردن غذا باشه !!!!!!!!!!

فكر مي كنم اين راهي براي گرسنه بودنه آدما نسبت به خونه است ولي روي خوش و تبسم هيچ وقت تكراري نمي شه غر نزدن احساس هم دردي از اينكه تو ترافيك بوده و ساعات سختي داشته تكراري نمي شه

ولي اگه بخواهيد من باب نمايش عشقتون به اون هميشه مايحتاج اون و اعضا خونواده و خودتون رو شما تهيه كنيد اگه بخواهيد هميشه خريد را خودتون انجام بديد اگه بخواهيد كار هاي پزشكي خودتون و بچه ها رو خودتون انجام بديد اگه ........... بعد از مدتي انجام دادن اين كارا توسط شما براي اون عادت و براي شما وظيفه مي شه و بعد از چند سال دچار سرخوردگي مي شيد

چه اشكال داره بهش زنگ بزنيد و بگيد داره مياد خونه براتون رنگ مو اكسيدان بخره هر رنگي كه دوست داره چه اشكال داره بهش بگيد ليست خريدتون آماده است و منتظريد زمان خريد رو اعلام كنه چه اشكال داره ..............

موفق باشيد :smilie_liebe4: :smilie_liebe4:


بالا
 مشخصات  
 
 
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 23 پست ]  برو به صفحه 1, 2  بعدي

اطلاعات

جستجو براي:
تعداد صفحات: صفحه 1 از 2

    

تعداد پست ها:  23 پست


کاربران حاضر در اين انجمن: Sogou [Bot] و 1 مهمان مدير انجمن: ماندگار شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

تاپیک های مشابه

 مباحث   نويسنده   پاسخ ها   بازديدها   آخرين پست 
موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست. قهر کردن همسر من

[ برو به صفحهبرو به صفحه: 1, 2, 3 ]

Galin

43

3611

سه شنبه 17 خرداد 1390, 4:26 pm

pearl نمایش آخرین ارسال

موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست. عادت خرج کردن مرد برای زن (راهنمائی)

sirin_tamar

9

1574

دوشنبه 7 دی 1388, 9:31 am

سایان نمایش آخرین ارسال

موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست. خانواده شوهرم خسته ام کردن .

[ برو به صفحهبرو به صفحه: 1 ... 6, 7, 8 ]

pari88

105

4145

جمعه 25 اسفند 1391, 4:37 pm

hanieh63 نمایش آخرین ارسال

موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست. در شرف ازدواج کردن هستید بخوانید

مهنازجون

5

291

دوشنبه 10 بهمن 1390, 6:51 am

gisoo نمایش آخرین ارسال

 


کپی رایت

 
yukari

این سایت به صورت کامل تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد
Powered by : phpBB | Style by: Meis@M

آشپزآنلاین، بزرگترین سایت آشپزی ایرانی
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list

Persian Translation : www.phpBB.Maghsad.com
phpBB SEO