آشپزآنلاین، بزرگترین سایت آشپزی ایرانی
تماس با ما تبلیغات اعضاء آشپزآنلاین تالار گفتگو لیست غذا آشپزآنلاین
نام کاربری
رمز عبور

با عضویت در آشپزآنلاین از امکاناتی چون داشتن صفحه شخصی، آلبوم عکس ، دوستیابی و مشارکت در همه بخش های آشپزآنلاین برخوردار خواهید شد

آخرین وبلاگ های به روز شده
[ آرشیو آخرین پست ها ]

 
     
   
 
از این که آشپزآنلاین را بهترین ساختید متشکریم. با عضویت در خبرنامه سایت از آخرین اطلاعات وارد شده در آشپزآنلاین مطلع شوید.
لطفاً ایمیل خود را وارد نمایید:

 
   


وبلاگ سر اشپز
سلام به همه دوستان گلم...ممنون از حضور گرمتون.دلم براتون خیلی تنگ شده

بود.تشکر می کنم از عزیزانی که در نبودم یادم کردن...

اعياد شعبانيه را به همه ي شما اشپزانلاینی های عزیز تبريک ميگم.


ღ•*´¨`*•.ღღ•*´¨`*•.ღღ•*´¨`*•.ღღ•*´¨`*•.ღღ•*´¨`*•.ღღ•*´¨`*•.ღ

شیفتگان پرواز را میل به خزیدن نیست....


اگر یقیین داری روزی پروانه می شوی ...بگذار روزگار هرچه میخواهد پیله کند


ღ•*´¨`*•.ღღ•*´¨`*•.ღღ•*´¨`*•.ღღ•*´¨`*•.ღღ•*´¨`*•.ღღ•*´¨`*•.ღ
سر اشپز ؛ چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۲ - 21:57:21 - [ 76 نظر و 45 تشکر]
کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بودروی ساحل نوشت
،
دریا دزد کفشهای من
...مردی که ازدریاماهی گرفته بود ،روی ماسه ها نوشت

.دریا سخاوتمندترین سفره هستی

موج آمد و جملات را با خود شست .....
.
.
.
.
برداشتهای دیگران در مورد خودت را ،در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی

سر اشپز ؛ دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱ - 11:08:46 - [ 197 نظر و 80 تشکر]
خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم
تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم
تو را وفادار دیدم و بی وفایی نمودم ولی هر کجا که رفتم سرشکسته بازگشتم
تو را گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم


اما...


تو مرا چه دیدی که همچنان بخشنده و توبه پذیر و مشتاق بنده ات ماندی؟؟؟
سر اشپز ؛ شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - 00:15:22 - [ 79 نظر و 52 تشکر]
محبت‌آمیزترین واژه در دنیا، واژه‌ی نامهربانانه‌ای است که هرگز بازگو نشود.


ღ•*´¨`*•.ღღ•*´¨`*•.ღღ•*´¨`*•.ღღ•*´¨`*•.ღღ•*´¨`*•.ღღ•*´¨`*•.ღ


سر اشپز ؛ جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۱ - 19:12:16 - [ 35 نظر و 32 تشکر]

زندگی دیکته گفت و ما همش غلط پشت غلط نوشتیم

عشق و نوشتیم با الف نقطه گذاشتیم ته خط

منو از اول همه جا نشوندن آخر کلاس

حالا میگن یه کاری کن میگن حسابت با خداست

خدا اجازه من دلم بسته به زنجیر غمت

نگاه نکن به جرم من نگاه بکن به کرمت

خونه ی بی چراغ من از تو همیشه روشنه

بخشش چندم توا توبه ی چندم منه

تو بهترین رفیقمی نمیشه از تو دل جدا

گمم نکن تو تاریکی دستمو ول نکن خدا

با اجازه ی خدا (رضا صادقی)
سر اشپز ؛ پنجشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۱ - 11:13:54 - [ 62 نظر و 44 تشکر]
دخترکم عروسکت را زیاد در آغوش نگیر ...


گاه گاه آن خانه شنی که می سازی خودت خراب کن !


دخترکم گاهی با هم بازی هایت قهر کن


و زیاد به گریه او اهمیت نده ...


عادت کن و بیاموز که برگ های گل گلدانت را زیاد لمس نکنی!


ممکن است به آن عادت کنی!


تو خزان را تجربه نکرده ای !


کمی بترس ...


بلندی ها را تجربه کن ...


پایین آمدن را انسان های سنگ دل به تو می آموزند ...


و زندگی تو را برای مرداب خود سریع بزرگ می کند .
سر اشپز ؛ یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۱ - 21:55:22 - [ 71 نظر و 54 تشکر]
وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده ! وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده ! وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه... و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری.
سر اشپز ؛ سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۱ - 19:56:48 - [ 124 نظر و 81 تشکر]
اگر برای رسیدن به آرزوهای خویش زور گویی پیشه کنیم ، پس از چندی کسانی را در برابرمان خواهیم دید که دیگر زورمان به آنها نمی رسد . حکیم ارد بزرگ
سر اشپز ؛ دوشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۱ - 17:31:54 - [ 58 نظر و 49 تشکر]
شيطان روي زبان افرادي است كه تهمت مي زنند ودر گوش كساني است كه گوش ميدهند .
سر اشپز ؛ پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۱ - 11:46:55 - [ 77 نظر و 56 تشکر]
دستامون لاغر و بی رمق کشتی میساختیم از زر ورق
کشتی زرورقی طعمه ی بارون نمیشد
قلبای عروسکی تو سینه ویرون نمیشد
شبا تو دست پدر یه آسمون خواب میدیدم
لالاییش معجزه بود وقتی که بی خواب میشدیم
روزای رفته رو باید از ته دل داد کشید
با یه آبنبات میشد مزه ی دنیا رو چشید
ناخدای کشتی زر ورقی شکل پدر بود
توی خواب حس غرق کردن خورشید برامون چقدر قشنگ بود
روی آب ماهیای رنگی نزدیک سحر مهمونی نور میدادن
اونا مهربون بودن تو آب شور حرفای شیرین میزدن
کشتی زر ورقی تو داغ خورشید نمیوسخت
ناخداش شادیمون و به زندگی نمیفروخت
سایه ی دستای اون خورشید و بی اثر میکرد
تنش مثل باده بود خواب و پر از سفر میکرد
یه شب از همون شبا که آسمون گریه میخواد
کشتی رو ساختیم و منتظر نشستیم که بیاد
اون شب اما زیر گنبد کبود نفسای گرم لالایی نبود
آسمون خوابمون وقتی که بی ستاره شد
کشتی زر ورقی تو دریا پاره پاره شد

به یاد برادر عزیزم مرحوم رضا گ ...پدر علی کوچولو.
سر اشپز ؛ چهارشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۱ - 10:50:05 - [ 56 نظر و 45 تشکر]
1 . 2 . 3 . 4 . 5 . |

 
سر اشپز سر اشپز


آفلاین

متاهل
شهر: تهران
مامان ♥♥♥مبینا♥♥♥ (✿◠‿◠)

 
دوستان

فاطمه جون

زهرا مولائی

سپیده صدر

ܔܜܔܔܜܔارنـ ـ✯‿✰ـ ـواز ܔܜܔܔܜܔ

نغمه آزادي

آبجی کوچیکه
آلبوم عکس غذاها و سفره آرایی

 
آلبوم عکس های شخصی
 
سایت های مورد علاقه



Time : 0.0302410125732 seconds